اى امير ، مادامى كه در حالت مستى غوطه ورى ، به گوش تو جز نفى اين و آن را نمىتوان نواخت . تو از حالت مستىات دست بردار وهوشيار باش ، تا من هم بتوانم اثبات را براى تو بنوازم البته ممكن است مقصود جلال الدين از مصرع بيت سوم همان مرگ طبيعى باشد كه در تفسير آيه : « واُعْبُدْ رَبَّكَ حَتَّى يَأْتِيَكَ اَلْيَقِينُ 15 : 99 . » ( 1 ) گفته شده است ، ولى با نظر به عنوان بعدى وسياق مضامين ابيات مربوطه منظور از مرگ همان موت ارادى است كه عبارتست از مهار كردن غرايز طبيعى وآرزوها وشهوات وغيره كه مرگى است كه تولد وحيات اصلى را در دنبال دارد . بنا بر اين حاصل مضمون سه بيت مورد تحليل اين است كه اى انسان ، تو دست از كبر ونخوت و مستى رنگارنگ باده هاى تمنيات وشهوات دست بردار ، تا از رگبار نفى ومنفى بافى وترديد پيشهاى رها شوى و به اثبات ومىدانم برسى . اين نكته را كه جلال الدين در ابيات آورده است ، از نظر جهان بينى و حق يا بى
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 273
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٢٧٣
نيست ، رويداد نيست ، معلول نيست ، علت نيست ، زمان وزمانى نيست ) درنمىآوريم بلكه آن نفىها مانند لا روبى جويبار فطرت پاك انسانى است كه مىخواهد خود آب حيات را كه با عظمتتر از همهء آن موضوعات و در آن جويبار در جريان است نشان بدهد .
( ( 720 ) ) اين سخن خايى دراز از بهر چيست ؟
گفت مطرب زان كه مقصودم خفيست
( ( 721 ) ) مىرمد اثبات پيش از نفى تو
نفى كردم تا برى زاثبات بو
( ( 722 ) ) در نوا آرم به نفى اين ساز را
چون بميرى مرگ گويد راز را
هامش
( 1 ) سوره الحجر ، آيهء 99 . .