( ( 718 ) ) يا بپرسم كه چه خوردى ناشتاب
تو بگويى نه شراب و نه كباب
نه به قول و نه پنير و نه بصل
نه ز شير و نه ز شكَّر نه عسل
( ( 719 ) ) نه قديد و نه ثريد و نه عدس
آنچه خوردى آن بگو تنها وبس
( ( 720 ) ) اين سخن خايى دراز از بهر چيست ؟
گفت مطرب زان كه مقصودم خفيست
( ( 721 ) ) مىرمد اثبات پيش از نفى تو
نفى كردم تا برى زاثبات بو
( ( 722 ) ) در نوا آرم به نفى اين ساز را
چون بميرى مرگ گويد راز را
آيه
« واُعْبُدْ رَبَّكَ حَتَّى يَأْتِيَكَ اَلْيَقِينُ 15 : 99 » ( 1 ) ( به خدايت عبادت كن تا يقين به سراغت آيد . )
( ( 714 ) ) آن بگو اى گيج كه مىدانىاش
مىندانم مىندانم در مكش
با نمىدانمهاى پر طمطراق كه براى اظهار فضل و خود نمايى گفته مىشود راه را به روى جويندگان با اخلاص دانستنىها نبنديم .
اين نمىدانمها ، كه از دهان شير خواران مراحل اوليهء دانش برمىآيد ، شبيه به اين است كه كودك سه يا چهار ماهه شير خوار به جاى آن كه به حكم طبيعت جاريهء خود
هامش
( 1 ) سوره الحجر ، آيهء 99 . .