وروانى آدمى ، مانند روش فيزيك نظرى جديد مطرح كرد كه ذرات بنيادين طبيعت مانند الكترون را با اختلاف موقعيتهاى جريان وفعاليت با دو عينك جرم ( ذره ) وموج تفسير مىكند . وقتى جزر ومد وجريان متصل انديشه ها و ساير جريانات مغزى را مخصوصاً موقعى كه وابستگى آنها را در جريان با فراز ونشيب به سطح با ميعان من كه شبيه به اقيانوس است مىبيند ، تعبير موج مىكند و موقعى كه عينك تجزيه وتحليل به چشمانش مىزند ، آنها را ذره وجرم مىبيند . تفاوت ديگرى كه ميان دو نظريه راسل وجلال الدين وجود دارد ، اين است كه جلال تنها به تعبير ذره در باره انديشه وخاطرات قناعت مىكند ، ولى راسل روش تحليلى معلومات را مانند مكتبى تلقى مىكند ، در صورتى كه جهان بينى بهر دو روش تحليلى وتركيبى نيازمند است .
تفسير ابيات
امر اى سلطان محمود مانند بهانه جويان ديگر كه جبر را بهانه مىكنند تا سر پوشى روى سست عنصرى وتبهكارىهاى خود بگذارند ، به جبر متوسل شده ، چنين گفتند كه اين درك وفهم اياز « از عنايتهاست كار جهد نيست » -
قسمت حق است مه را روى نغز
دادهء بخت است گل را بوى نغز
مطلب ديگرى هم در موجوديت محبوب اياز دخالت دارد و آن عنايتهاى سلطان است كه او را تحريك وتشويق به نيكىها مىنمايد . سلطان در پاسخ آنان مىگويد : شما اشتباه مىكنيد ، آن چه كه در انسان نقش مىبندد ، يا از نقش انسان برمىآيد ، محصولى از تقصير يا اجتهاد او است وگر نه چرا مىبايست حضرت آدم عليه السلام در مقام پشيمانى به خدا بگويد : پروردگارا ما به خود ستم كرديم .
آيا مىتوانست بگويد : گناه بخت و حكم قضا بود كه من به آن اشتباه دچار شوم و احتياط سودى در برنداشت ؟ .
مانند شيطان مطرود كه گناه خود را به گردن قضا انداخت و به خدا منسوب