( ( 421 ) ) دار كى ماند به دزدى ليك آن
هست تصوير خداى غيب دان
( ( 422 ) ) در دل شحنه چو حق الهام داد
كاين چنين صورت بساز از بهر داد
( ( 423 ) ) تا تو عالم باشى وعادل قضا
نامناسب چون دهد داور سزا
( ( 424 ) ) چون كه حاكم اين كند اندر گزين
چون كند حكم احكم اين حاكمين
( ( 425 ) ) چون بكارى جو نرويد غير جو
قرض تو كردى ز كه خواهى گرو ؟
( ( 426 ) ) جرم خود را بر كس ديگر منه
گوش وهوش خود بر اين پاداش ده
( ( 427 ) ) جرم بر خود نه كه تو خود كاشتى
يا جزا وعدل حق كن آشتى
( ( 428 ) ) رنج را باشد سبب بد كردنى
بد ز فعل خود شناس از بخت نى
( ( 429 ) ) آن نظر در بخت چشم احول كند
كلب را كهدانى وكاهل كند
( ( 430 ) ) متهم كن نفس خود را اى فتا
متهم كم كن جزاى عدل را
( ( 431 ) ) توبه كن مردانه سر آور به ره
كه فمن يعمل بمثقال يره
( ( 432 ) ) در فسون نفس كم شو غرّه اى
كافتاب حق نپوشد ذرهاى
( ( 434 ) ) هست آن ذرّات خواطر وافتكار
پيش اين خورشيد حقايق آشكار
پيش حق پيدا و پيش تو نهان
سرّ غيب است اين مكن فكرى در آن
آيه
« قالا رَبَّنا ظَلَمْنا أَنْفُسَنا وإِنْ لَمْ تَغْفِرْ لَنا وتَرْحَمْنا لَنَكُونَنَّ مِنَ اَلْخاسِرِينَ 7 : 23 . » ( 1 ) ( آدم وحوا گفتند : اى پروردگار ما ، ما به خود ستم كرديم و اگر تو ما را نبخشايى وبما رحم نكنى البته از زيان كاران خواهيم بود ) . « قالَ فَبِما أَغْوَيْتَنِي لأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِراطَكَ اَلْمُسْتَقِيمَ 7 : 16 . » ( 2 )
هامش
( 1 ) سوره الاعراف ، آيهء 22 . .
( 2 ) سوره الاعراف ، آيهء 16 . .