تفسير ابيات
در حديث آمده است كه در روز رستاخيز امر از خداى يگانه صادر مىشود كه بدنها از جاى خود بر خيزند . نفخ صور اسرافيل امرى است از جانب يزدان پاك كه اى اولاد آدم ، كه در زير خاك غنودهايد ، سر بر آوريد . جان هر انسانى به سوى بدن خود سرازير مىشود ، مانند هوش كه بامداد پس از بيدار شدن از خواب به مغز انسانى فرود مىآيد .
جان آدمى در هنگام روز بدن خود را مىشناسد و مانند گنج رو به خرابهء خود مىرود .
هر جانى بدن خود را مىشناسد وتعلق تازه بدان مىگيرد ، جان زرگر به بدن خياط نمىرود ، جان عالم بدن عالم را وجان ستمگر همان بدن ستم كار را پيدا مىكند . اين معرفت را كه ميان جان و بدن گفتيم ، علم الهى به آنها عنايت فرموده مانند بره وميش كه صبحگاه يكديگر را مىشناسند . پاى آدمى كه عضوى از اعضاى انسانى است در تاريكى كفش خود را مىشناسد . چگونه مىشود كه جان بدن خود را تشخيص ندهد .
هر بامداد كه سر از بالش خواب بر مىدارى مانند رستاخيز كوچك است كه مىتوانى حشر اكبر را با او مقايسه كنى وچنانكه جان بسوى بدن خاكى مىپرد نامهء اعمال انسانها نيز از چپ وراست سراغ انسانها را مىگيرد .
در روز رستاخيز نامهء بخل وجود وفسق يا تقوى وفضيلت را در دست انسان مىگذارند و مانند بيدار شدن از خواب كه پديده هاى انسان و هر چه را كه از خير وشر عادت كرده است به او بر مىگردانند . نامهء اعمالى كه باز گو كنندهء تقوى ودين است به دست راست انسان ونامهء اعمالى كه پر از زشتى وگم راهى است مانند عزا نامهء سياه به دست چپ او مىگذارند .
نامه اعمال ما در اين دنيا مانند خيال پنهان است ولى در روز حشر اكبر آشكار مىگردد .