آيا همين كالبد مادى است كه در حيات ابدى غوطه ور خواهد گشت ؟
آن چه كه امكان عقلى و عملى ومنابع معتبر اسلامى گوشزد مىكند ، اين است كه كالبد مادى اين دنيا يا مثل آن ، براى معاد و روز بزرگ مسئوليت حتمى است و آيات قرآنى كه بر اين معنى دلالت دارد فراوان است ، مانند « اَلْيَوْمَ نَخْتِمُ عَلى أَفْواهِهِمْ وتُكَلِّمُنا أَيْدِيهِمْ وتَشْهَدُ أَرْجُلُهُمْ بِما كانُوا يَكْسِبُونَ 36 : 65 » ( 1 ) ( امروز به دهانهاى آنان مهر سكوت مىزنيم ودستهايشان با ما به سخن در مىآيند وپاهايشان نيز به آن چه كه اندوختهاند شهادت مىدهند ) . ولى با نظر به منطق خود ابديت ونيز گفتارهاى صريح منابع اسلامى با انقراض ماده وحركت وقوانين حاكمه بر آنها ، بدون ترديد اين كالبد مادى به وضعى كه در اين جهان ماده وحركت و روز رستاخيز ديده مىشود ، باقى نخواهد ماند . آن منابع معتبر كه بهم خوردن سيستم كرات فضايى و از بين رفتن حيات وموت ودگرگون شدن وسايل درك ومشاعر را گوشزد مىكند ودگرگونى لذايذ وتبديل آنها را به ما فوق آن چه كه در اين زندگانى است بيان مىنمايد و همچنين قرار گرفتن انسانها را در ما فوق حركت وسكون وزمان وفضا متذكر مىشود ، دلايل روشنى هستند بر اين كه بدون ترديد اگر هم روح در جهان ابديت به كالبدى احتياج داشته باشد ، هم سنخ ومشابه اين كالبد مادى دنيوى نخواهد بود .