موناديسم چوردانو برونو ولايب نيتز هم كه مىگويد : جهان از اتمهاى زنده تشكيل يافته است ، احساس وحيات مخصوصى را براى جمادات هم اثبات مىكند . اين معنى با نسبت دادن سجده و تسبيح به همهء موجودات كه در قرآن مجيد وفلسفه هاى الهى ديده مىشود ، روشنتر مىگردد . در آياتى چند از قرآن به طور صريح حيات به مادهء جسمانى نسبت داده شده است . از آن جمله : « وضَرَبَ لَنا مَثَلًا ونَسِيَ خَلْقَه قالَ مَنْ يُحْيِ اَلْعِظامَ وهِيَ رَمِيمٌ . قُلْ يُحْيِيهَا اَلَّذِي أَنْشَأَها أَوَّلَ مَرَّةٍ وهُوَ بِكُلِّ خَلْقٍ عَلِيمٌ 36 : 78 - 79 . » ( 1 ) ( اين بشر براى ما مثالى زده وآفرينش خود را فراموش كرده مىگويد : كيست كه استخوانهاى پوسيده شده را زنده خواهد كرد ؟ به آنان بگو : آن كسى اين استخوانهاى پوسيده را زنده خواهد كرد براى اولين بار از نيستى به هستى آورده است و آن آفريننده به همه چيز دانا است ) . چنان كه ملاحظه مىشود آيهء فوق حيات را به خود استخوانها نسبت مىدهد و احتمال اين كه بگوييم : مقصود برگشتن روح به بدن است كه حيات را در استخوانها به وجود مىآورد ، خلاف منطوق آيه است . موضوع دوم - امكان ناپذير بودن برگشت يك موجود كه از هستى به نيستى خزيده است ، اين موضوع را حاج ملا هادى سبزوارى با نظر به عقايد بعضى از فلاسفهء گذشته چنين گفته است :
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 551
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٥٥١
اعادة المعدوم مما امتنعا
وبعضهم فيه الضرورةَ ادّعا (
اعادهء معدوم از محالات است و بعضى از فلاسفه ادعا كردهاند كه محال بودن اعادهء معدوم بديهى است ) .
هامش
( 1 ) سوره يس ، آيهء 78 و 79 . .