تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 46

مساهمون:

ص٤٦

تفسير ابيات

زيرا به آن درخت وجود وحى مهم الهى رسيده است كه دست از كژىها بردار واستقامت بورز . اين درخت بدن ما مانند عصاى موسى عليه السلام است كه بايد به دستور الهى آن را بيندازى تا خير وشرش را بيابى ، بعد از آن همان بدن را با دستور الهى بر گير تا حقيقت خود را بر تو فاش بسازد . عصاى موسى عليه السلام مانند بدن آدمى است كه پيش از انداختن مار نبود و پس از آن كه رها كردى و به صورت مار در آمد وسپس به امر الهى آن را گرفتى يار محبوب تو خواهد بود . آن عصاى موسى كه نخست كارى جز برگ افشانى به گوسفندان نداشت معجزهء بزرگى بر گروه فريب خوردهء فرعونيان گشت وهستى آنان را چون حاكم مقتدر در اختيار خود گرفت و آب نيل را بر آنان خون كرد و آنان را دست بر سر زنان به فرياد آورد . ملخها سرازير شدند وكشتزارهاى آنان را خوردند وقحط و مرگ را بر آنان فرود آوردند . تا آن گاه كه موسى در حال ناخود آگاهى وقتى كه پايان كار فرعونيان را ديد با خدا به نيايش پرداخت :
( ( 3583 ) ) كاين همه اعجاز وكوشيدن چراست چون نخواهند اين جماعت گشت راست
دستور از جانب الهى رسيد كه اى موسى تو اين پايان بينى را كنار بگذار و از نوح تبعيت كن و كار فرعونيان وپايانش را ناديده بگير ، زيرا تو دعوت كنندهء راه خدايى ، دستور بلغ كه بر تو متوجه شده است ، حكمت بس بزرگى دارد . كمترين حكمت اصرار تو در دعوت اين است كه لجاجت وطغيانگرى آنان نمودار