تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 49

مساهمون:

ص٤٩
( ( 3612 ) ) دان كه هر شهوت چو خمر است وچو بنگ پردهء هوش است وغافل ز اوست دنگ ( ( 3613 ) ) خمر تنها نيست سر مستى هوش هر چه شهوانيست بندد چشم و گوش ترك شهوت كن اگر خواهى تو هوش دان كه شهوت باز بندد چشم و گوش ( ( 3614 ) ) آن بليس از خمر خوردن دور بود مست بود او از تكبر و از جحود ( ( 3615 ) ) مست آن باشد كه آن بيند كه نيست زر نمايد آن چه مسّ وآهنيست

آيه

« ومَكَرُوا ومَكَرَ الله والله خَيْرُ اَلْماكِرِينَ 3 : 54 » ( 1 ) ( آنان مكر ورزيدند و خدا حيله گرى آنان را نقش بر آب كرد ، خداوند بهترين چاره سازان است . )

( ( 3595 ) ) گفت يارب مىفريبد او مرا مىفريبد او فريبنده تو را ( ( 3596 ) ) بشنوم يا من دهم هم خدعه اش تا بداند اصل را آن فرع كش ( ( 3597 ) ) كاصل هر مكرى وحيلت پيش ماست هر چه بر خاك است اصلش بر سماست
آيا

خداوند متعال هم مكر و حيله مىكند ؟

با نظر به حقيقت معمولى مكر وعلت آن ، نمىتوان مكر و حيله را به خدا نسبت داد ، زيرا حقيقت مكر عبارت است از پوشيدن حقيقت ونماياندن چيزى بر خلاف واقعش وعلتش عبارت است از جهل وناتوانى از اظهار واقعيت كه يا براى جلب سود انجام مىگيرد و يا براى دفع ضرر و هيچ يك از اين امور در بارهء عالم وقادر مطلق وبىنياز از سود و بالاتر از ضرر امكان پذير نيست . لذا مقصود از اسناد مكر به خدا در آيات زير -
هامش
( 1 ) سوره آل عمران ، آيهء 54 . .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 49 | محمد تقي جعفري