يكى از عالمى پرسيد كه كه اگر كسى در نماز بگريد به آواز و آه كند ونوحه كند نمازش باطل شود ؟ جواب گفت نام آن آب ديده است تا آن گرينده چه ديده است اگر شوق خدا يافته يا از پشيمانى گناه گريد نمازش تباه نشود بلكه كمال يابد كه « لا صلاة الا بحضور القلب » و اگر از رنجورى تن يا فراق فرزند گريد نمازش تباه شود كه اصل نماز ترك تن است و ترك فرزند ابراهيموار كه فرزند را قربان مىكرد از بهر تكميل نماز وتن را به آتش نمرود مىسپرد وامر آمد مصطفى صلى الله عليه وآله را بدين خصال كه « فاتبع ملة ابراهيم لقد كانت لكم اسوة حسسنة فى ابراهيم »
( ( 1265 ) ) آن يكى پرسيد از مفتى بر از
گر كسى گريد به نوحه در نماز
( ( 1266 ) ) آن نماز او عجب باطل شود
يا نمازش جايز وكامل بود ؟
( ( 1267 ) ) گفت آب ديده نامش بهر چيست
بنگرى تا او چه ديده كه گريست
( ( 1268 ) ) آب ديده تا چه ديدست از نهان
تا چنين از چشمهء خود شد روان
گر ز شوق حق كند گريهء دراز
يا ندامت از گناهى در نماز
يا ز خوف حق بود گريه خوش است
زان كه آن آب تو دفع آتش است
بىشكى گيرد نماز او كمال
قرب يابد در ره حق لا محال
( ( 1269 ) ) آن جهان گرديده است آن پر نياز
رونقى يابد ز نوحهء او نماز
( ( 1270 ) ) ور ز رنج تن بود وز درد سوك
ريسمان بگسست وهم بشكست دوك
ور فغان از ماتم فرزند كرد
كه دل وجانش ز ماتم كرد درد
مىنيرزد آن نماز او دو جو
زان كه با اغيار دارد دل گرو
پس نمازش بىشكى باطل شود
گريهء او نيز بىحاصل شود
زان كه ترك تن بود اصل نماز
ترك خويش و ترك فرزندان نياز
از خليل آموز و قربان كن ولد
تن بنه بر آتش نمرود رد
حاصل آن كه تا بدانى اى كيا
كز بكا فرق است بىحد تا بكا