تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 307

مساهمون:

ص٣٠٧

روايت

« ان الله لا ينظر الى صوركم واموالكم و لكن ينظر الى قلوبكم واعمالكم » ( 1 ) ( خداوند به صورتها و اموال شما نمىنگرد ، بلكه به دل واعمال شما مىنگرد ) . « الجنه تحت اقدام الامهات » ( 2 )

تفسير ابيات

محمد خوارزمشاه ، رهسپار كشتار اهل بىپناه سبزوار گشت . لشكريانش عرصه را بر اهل سبزوار تنگ گرفتند وشروع به كشتن آنها نمودند . مردم سبزوار به سجده افتادند و از خوارزمشاه امان خواستند وگفتند : حلقهء بندگى در گوشمان كن و بر جان ما ببخش . هر ماليات وصله كه بخواهى در هر فصلى زيادتر از آن را به حضورت ارسال خواهيم داشت . جان ما از آن تست و براى زندگى چند روزه جان ما را در نزد ما امانت بگذار . خوارزمشاه گفت از شمشير من جان به سلامت نخواهيد برد ، مگر اين كه براى من شخصى بياوريد كه نامش ابو بكر باشد و اگر شخصى به نام ابو بكر نياوريد مانند گياهان شما را درو خواهم كرد وماليات وافسونهاى شما را هم نخواهم پذيرفت ، بلكه همهء شما را از دم شمشير خواهم گذرانيد . مردم سبزوار جوالهاى طلا پيش كشيدند و از خوارزمشاه التماس كردند كه تو از اين شهر ابو بكرى را مطالبه مكن ، زيرا در سبزوار ابو بكرى پيدا نمىشود ، چنان كه كلوخ خشك در جويبار . خوارزمشاه روى از طلا بر گردانيد وگفت مادامى كه ابو بكرى را براى من تحفه نياوريد ، بخششى در كار نيست . من آن كودك نيستم كه سود جو باشم و به طلا
هامش
( 1 ) الجامع الصغير ، ج 1 ، ص 266 . .
( 2 ) شرح انقروى ، ج 5 ، ص 222 ترجمهء تركى روايت . .