مىديدى ونمىفهميدى .
هم چنان اگر قدرت داشتى از فناى حالت نباتى جلو گيرى مىكردى ، زيرا پندار تو چنين بود كه اگر موجوديت نباتى تو منفى شود ، به ظلمتكدهء نيستى مطلق فرو خواهى رفت ونمىدانستى كه با اين فنا ، جان احساس كننده و درك كنندهء لذت ودارندهء خود به سراغت آمده است .
آرى تو كه هرگز طعم تازگىها را نمىچشى براى آن است كه كهنهاى وكهنه پرست .
تفسير ابيات
بار الها : اى خدايى كه خاك را به طلاى ناب مبدل ساخته و از مشتى خاك ديگر آدم آفريدهاى ، كار خداوندى تو دگرگون ساختن اعيان موجودات وبخشش به عالم هستى است و كار ما سهو است و فراموش كارى وغوطه خوردن در خطاها ، اى دگرگون كنندهء حقايق ، سهو وفراموشىهاى ما را با وجود خداونديت به علم مبدل ساز و به ما بىنوايان كه سر تا پا غضب وحرص وآزيم صبر وشكيبايى عنايت فرما .
اى پروردگارى كه از خاك شوره نان در مىآورى ونان مرده را به جان حساس دگرگون مىكنى و همان جان خيره را به بارگاه حق وحقيقت رهنمون مىگردى و از يك انسان راه نايافته پيامبر مىسازى ، اى خدايى كه به خاك تيره وتاريك جان مىبخشى وعقل وحس و روزى و ايمان به آن جان عنايت مىفرمايى .
تو اى يزدان پاك : كه شكر از نى بيرون مىآورى و ميوه از چوب ، و از قطرات بيجان منى زيبا رويان دل آرام مىآفرينى ، گل از گل ، صفا از دل نمودار مىسازى و به قطعهء كوچكى از پيه چشمان روشنايى مىبخشى . اى كمال بخش كمال جويان ، تويى كه جزوى از زمين را كه انسان زاييده از خاك است آسمانش مىكنى وستارگانى فروزان از انسانها را در روى زمين درخشان مىسازى .
بىنوا اين انسان كه نمىداند اگر بخواهد از اين جهان خاكى آب حيات بسازد مرگ زود رسى گريبان زندگيش را خواهد گرفت ، اگر ديدهء دل آدمى به گردون