نمىافتد . اى خير خواه خويشتن ، مىدانى معناى بىخودى چيست ؟ بىخودى همان بر كنار شدن از ابر ماديات است ، تا ماه فروزان جان تو پديدار گردد . اگر بار ديگر ابرى سراغ فضاى جانت را بگيرد ، نور فروزان ماه روح مىرود و چيزى بيش از خيال آن نور در افق جانت باقى نمىماند .
حجاب ظلمانى ابر نور ماه را ضعيف مىسازد و آن بدر شريف را كمتر از ماه يك شبه نشان مىدهد . وقتى كه ابر و يا گرد و غبار فضاى روح را فرا گيرد ، ماه به صورت خيال مىنمايد وآدمى را از درخشش ماه حقيقى محروم مىسازد .
دريغا ، ابرهاى ظلمانى كه از كالبد مادى ما ومقتضيات آن سر بر مىآورد و ما را در پيچا پيچ خيال كلافه مىكند . در لطف جانفزاى ماه درست بنگر زيرا هم اوست كه ما را از دشمنى ابرها آگاه مىسازد . دست ابر و غبار كوتاه تر از آن است كه بر فراز فضاى بلند و بالا بر آيد و ماه را تيره بسازد .
اين ابرهاى تاريك است كه با دشمنى به جان ما ماه را از ديدگان ما پوشيده مىدارد اگر هم در ابر تيره وتار تابشى فروزان ببينى ، آن هم روشنايى آفتاب و ماه است ، لذا هشيار باشيد كه ابر را با آن تابش عاريتى ماه نخوانيد . در آن هنگام كه روز رستاخيز فرا رسد . آفتاب و ماه از كار خود معزول شده ديدگان آدمى به روشنايى حقيقى مىافتد و آن گاه پرتو اصلى را از عاريتى وكاروان سراى فانى را از دار القرار تفكيك مىكند مادرا ، آغوش محبت را باز كن و ما را در كنارت گير ، زيرا دايه هاى عاريتى بيش از سه و چهار روز با ما الفتى نخواهند داشت .
طاووس مىگويد پر و بال من ابر وپرده ايست بس كثيف و اين لطافت كه در آن مىبينى انعكاسى از لطف حق جل وعلا است . من اين بال و پر را بر مىكنم و از زيبايى عاريتىاش دل بر مىدارم تا زيبايى ماه را از خود ماه دريابم .
من دايهاى نمىخواهم ، زيرا مادر براى من خوشتر است . من آن موسى كليم الله هستم كه دايهاى جز مادر نمىپذيرم . من براى دريافت لطف حق از واسطه ها دل خواهم بر كند زيرا كه همين واسطه ها وتسليم به روابط است كه دمار از روزگار
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 268
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٢٦٨