تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 93

مساهمون:

ص٩٣
( ( 1085 ) ) تو كه كرد زعفرانى زعفران باش و آميزش مكن با ضيمران ( ( 1086 ) ) آب مىخور زعفرانا تا رسى زعفرانى اندر آن حلوا رسى ( ( 1087 ) ) تو مكن در كرد شلغم پوز خويش كه نگردد با تو او هم طبع و كيش ( ( 1088 ) ) تو بكردى او بكردى مودعه ز ان كه ارض الله آمد واسعه ( ( 1089 ) ) خاصه آن ارضى كه از پهناورى در سفر گم مىشود ديو و پرى ( ( 1090 ) ) اندر آن بحر و بيابان و جبال منقطع مىگردد اوهام و خيال ( ( 1091 ) ) اين بيابان در بيانهاى او همچو اندر بحر پر يك تار مو ( ( 1092 ) ) آب استاده كه سيرستش نهان تازه تر خوشتر ز جوهاى روان ( ( 1093 ) ) كاو درون خويش چون جان و روان سير پنهان دارد و پاى روان ( ( 1094 ) ) مستمع خفته است كوته كن خطاب اى خطيب اين نقش كم كن تو بر آب

آيه

« وَرَسُولًا إِلى بَنِي إِسْرائِيلَ أَنِّي قَدْ جِئْتُكُمْ بِآيَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ أَنِّي أَخْلُقُ لَكُمْ مِنَ اَلطِّينِ كَهَيْئَةِ اَلطَّيْرِ فَأَنْفُخُ فِيه فَيَكُونُ طَيْراً بِإِذْنِ الله وَأُبْرِئُ اَلأَكْمَه وَاَلأَبْرَصَ وَأُحْيِ اَلْمَوْتى بِإِذْنِ الله 3 : 49 . . . » ( 1 ) ( و عيسى عليه السلام را برسالت بنى اسرائيل فرستاديم ، عيسى به بنى اسرائيل گفت من از خداى شما آيتى آورده‌ام : از گل شكل مىكشم و با اذن خداوندى در آن مىدمم همچون مرغى پرواز مىكند و كور مادرزاد و مبتلا به برص را شفا مىدهم و مردگان را با اذن خداوندى زنده مىسازم ) . « ذَرْهُمْ يَأْكُلُوا وَيَتَمَتَّعُوا وَيُلْهِهِمُ اَلأَمَلُ فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ 15 : 3 » ( 2 ) ( آنان را به حال خود واگذار تا بخورند و از ماديات دنيا بهره بگيرند و آرزو آنان را مشغول بدارد ، به زودى خواهند فهميد )

هامش
( 1 ) سوره آل عمران ، آيهء 49 . .
( 2 ) سوره الحجر ، آيهء 3 . .