( ( 1065 ) ) مرده زنده كرد عيسى از كرم
من به كف خالق عيسى درم
( ( 1066 ) ) كى بمانم مرده در قبضهء خدا
بر كف عيسى مدار اين هم روا
( ( 1067 ) ) عيسيم ليكن هر آن كو يافت جان
از دم من او بماند جاودان
( ( 1068 ) ) شد ز عيسى زنده ليكن باز مرد
شاد آن كاو جان بدين عيسى سپرد
( ( 1069 ) ) من عصايم در كف موسى خويش
موسيم پنهان و من پيدا به پيش
( ( 1070 ) ) بر مسلمانان پل دريا شوم
باز بر فرعون اژدرها شوم
( ( 1071 ) ) اين عصا را اى پسر تنها مبين
كه عصا بىكف حق نبود چنين
( ( 1072 ) ) موج طوفان هم عصا بد كاو ز درد
طنطنهء جادو پرستان را بخورد
هم عص بد باد بر اعداى هود
كه بر آورد از بقيهء عاد دود
هم عصايى بود پشه در نبرد
كه بر آورد از سر نمرود گرد
( ( 1073 ) ) گر عصاهاى خدا را بشمرم
زرق اين فرعونيان را بر درم
( ( 1074 ) ) ليك زين شيرين گياه زهرمند
ترك كن تا چند روزى مىچرند
( ( 1075 ) ) گر نباشد جاه فرعون و سرى
از كجا يابد جهنم پرورى
( ( 1076 ) ) فربهش كن آن گهش كش اى قصاب
ز انكه بىبرگند در دوزخ كلاب
( ( 1077 ) ) گر نبودى خصم و دشمن در جهان
پس به مردى خشم اندر مردمان
( ( 1078 ) ) دوزخ آن خشم است و خصمى بايدش
تا زيد ور نه رحيمى بكشدش
( ( 1079 ) ) در جهان گر لطف بىقهرى بدى
پس كمال پادشاهى كى شدى
( ( 1080 ) ) ريشخندى كردهاند آن منكران
بر مثلها و بيان ذاكران
( ( 1081 ) ) تو اگر خواهى بكن هم ريشخند
چند خواهى زيست اى مردار چند
( ( 1082 ) ) شاد باشيد اى محبان در نياز
بر همين در كاين شود امروز باز
( ( 1083 ) ) هر حويجى باشدش كردى دگر
در ميان باغ از سير و كبر
( ( 1084 ) ) هر يكى با جنس خود در كرد خود
از براى پختگى نم مىخورد
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 92
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٩٢