جنگ و پيكار بسر مىبرند ، اين خاك باطنى چون گوهر و ظاهرى چون سنگ دارد .
ظاهر و صورت خاك مىگويد : ما همين شكل و صورتيم كه ديده مىشود ، باطنش مىگويد : پيش و پس و عمق و ارتفاع را ببين - ظاهر خاك منكر عظمت باطن گشته و مىگويد : در باطن چيزى وجود ندارد ، باطنش مىگويد : كه باش تا به تو نشان بدهيم كه حقيقت پشت پرده چيست .
بدين سان ظاهر و باطن زمين با يكديگر در ستيزه و تكاپو بسر برده و از ادامه و تحمل اين جنگ و پيكار نتيجه ى پيروزى را خواهند گرفت . ما از اين خاك ترش رو و تيره صورتها پديده مىآوريم و خنده هاى پنهانىاش را نمودار مىسازيم . به ظاهر اين خاك بىفروغ و اندوهبار منگر ، زيرا صد هزاران خنده ها در درون اين خاك مخفى شده است .
ما همان خداى روشن كنندهء اسرار هستيم كه كار ما برداشتن پرده ها از روى حقايق مخفى است . دزد بىنوا براى انكار دزدىهايش سخت مقاومت مىكند ولى بازپرس با فشار شكنجه او را وادار به اقرار خواهد كرد . اين خاكها را كه مىبينى فضل و عظمتها دزديدهاند و ما با انداختن آن خاكها به جريان آزمايشات آنها را به اعتراف وادار خواهيم ساخت . اين خاك كهنسال فرزندهاى شگفت انگيز فراوانى زاييده است ولى دردانهء تو محمد صلى الله عليه و إله شگفت انگيزتر و با عظمتتر از همهء آنان است . آرى - شد زمين و آسمان خندان و شاد كاين چنين شاهى ز ما دو جفت زاد آسمان بلند از شادمانى مىشكافد و خاك تيره از آزاد شدن آن كودك از مجراى خاك چون سوسن گشته است .
اى خاك خوش سيرت ظاهرت با باطنت در جنگ و كشمكش هستند . هر كسى كه در راه حق به تكاپو مىافتد معناى عالى او در خصومت با بو و رنگ و مظاهر ناپايدار پيروز مىگردد . ظلمت اين اشخاص با انوارشان به كشتار بر مىخيزند و بالاخره
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 86
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٨٦