به كلى مخفى و غير قابل درك است زيرا نشانه هاى اسرار از لوحى كه قلم نوشته است مانند آب در همين جهان مىجوشد و نمودار مىگردد .
رحمتهاى بىحد الهى در هر زمان به مخلوقاتش سرازير است ، اما چه مىتوان كرد كه اين مردم بخواب غفلت فرو رفتهاند و آن رحمت را در نمىيابند . اين مردم در كنار جوى خفته و در خواب جوياى سرابند ، در حالى كه امواج آب بر جامه هاى آنان مىزند .
با بوى آب رهسپار بيابانها مىشود و با اين انديشه كه آب را پيدا خواهد كرد راه آب را به روى خود مىبندد و نمىداند كه اگر بگويد : آب در آن طرف است ، از اين طرف كه چشمه سار زلال در جريان است محروم و مهجور خواهد ماند .
اى رهروان سر منزل حق اين خفتگان باديهء غفلت را بيدار كنيد و تكاپوى خواب آلوده شان را به تكاپوى هشيارانه و بيدارانه مبدل بسازيد .
اينان نمىدانند تشنه هستند ، اگر مىدانستند كه تشنه مىباشد به دنبال سراب نمىرفتند . آرى -
من نديدم تشنگى خواب آورد
خواب آرد تشنگى بىخرد