تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 609

مساهمون:

ص٦٠٩
اين مسئله كه خداوند امر خلقت را به طور استمرار و نو بنو انجام مىدهد ، مستند به دلايل عقلى و نقلى قابل توجه است و ما بعضى از آن دلايل را در مباحث گذشته مطرح نموديم . طريق چهارم - اگر جهان هستى در ركود و سكون بود ، به قول جلال الدين انسانها از نظر روانى به ملال و ركود كشنده‌اى دچار مىگشتند ، زيرا با اين كه درون آدمى و حواس و مغز او فعاليتهاى جارى از خود نشان مىدهد ، اگر در خود جهان هستى ركود و توقف وجود داشت ، حركت و جريان خود درون آدمى كه به يك منوال است نمىتوانست از حصول ملال و ركود جلوگيرى كند . اما زيبايى جهان هستى ، چنان كه در مباحث گذشته گفته‌ايم . از دو راه قابل تصور است : راه يكم - ملايم بودن نمايش جهان با حواس و مغز آدمى و احساس آرامش و شعف . در موقع اعتدال روانى ستارگان سپهر لاجوردين زيبا مىنمايد ، اقيانوس تماشاگه زيبايى است ، گلها و صداهايى كه از طبيعت مرغان و چشمه سارها بر مىخيزد نمود زيبايى دارد . درون ما طورى تعبيه شده است كه از كيفيت امور فوق معناى ديگرى را غير از واقعيت آنها بنام زيبايى درك مىكند ، اگر چه با نظر به پشت پردهء طبيعت نه زشتى آنها مفهومى دارد و نه زيبايى آنها . راه دوم - همانست كه جلال الدين بيان مىدارد و مىگويد - :
كل عالم صورت عقل كل است اوست باباى هر آنكْ اهل قل است . . . صلح كن با اين پدر عاقى بهل تا كه فرش زر نمايد آب و گل
مىگويد : صورت جهان هستى را آخرين منزلگه ادراكات خود قرار ندهيد ، شما كه با چشم خود ديديد كه همين اجسام و پديده هاى طبيعت در گذرگاه قرون