من صداى چشمه سارها را مىشنوم و هوش و وجدانم مست آن صداها مىگردد برق آيينهء عقل كل از نمد اين جهان مادى بر تو مىتابد و اين اندازه خيره ات مىسازد ، اگر خود آيينه رخ بنمايد ، چه حال شگفت انگيزى خواهى داشت .
من با اين مطالب حتى يكى از هزاران حقايق را كه در پشت پرده نهفته است باز گو نمىكنم ، زيرا مىبينم متاسفانه گوشهاى عاميان پر از شك و ترديد است .
اوهام پا در هواى عاميان اين سخنان را مژدهاى مىپندارد در حالى كه عقل سليم مىگويد : اين سخنان باز گو كننده واقعيتى است كه من در خود مىبينم .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 611
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٦١١