( اى يحيى ، بگير كتاب آسمانى را با نيروى الهى و ما در كودكى يحيى به او حكم عطا كرديم . )
روايت
« الولد سر ابيه » . ( 1 ) ( فرزند باز گو كننده يا نمونه راز نهانى پدرش است )
( ( 3092 ) ) از دم غم مىبميرد اين چراغ
وز دم شادى بميرد اينت لاغ
( ( 3093 ) ) در ميان اين دو مرگ او زنده است
اين مطوّق شكل جاى خنده است
آيا شادى و اندوه دو مرگ بوده و زندگى از ميان دو مرگ عبور مىكند
مسلماً مقصود جلال الدين از شادى و اندوه كه باعث مرگ آدمى مىشوند ، پديدهء معمولى آن دو نيست ، زيرا زندگى بشر در صورت بروز معمولى شادى و اندوه به خطر نمىافتد ، بلكه آن غم و شادى مىتواند بزندگى آدمى خاتمه بدهد كه موجب انفجار عميق روانى بوده و آن انفجار پوستهء روانى را كه عبارت است از حيات متلاشى بسازد .
براى توضيح اين مطلب مىگوييم : اگر زندگى را عبارت از يك جويبار زلال بدانيم كه از ميان قوانين طبيعت مىگذرد ، اندوه شبيه به مواد خاكى و سنگى است كه به آن جويبار مىريزد و شادى مانند اين است كه آتش بسيار قوى در زير جويبار شعله ور شود و آبش را بخار كند و از بين ببرد .
[ البته مسلم است كه اين موضوع بيش از تشبيهات قابل درك براى مطلب مورد بحث ديگر چيزى نيستند ] تأثير شادى و اندوه در روان آدمى مختلف است ، از
هامش
( 1 ) حديث بودن جملهء فوق ثابت نشده است . .