تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 574

مساهمون:

ص٥٧٤

تفسير ابيات

نقش شير كه در روى پرچم مرده و جامد است به حركت در مىآيد و از بادهاى نامحسوس خبر مىدهد ، تو اگر هشيار باشى از چگونگى حركات آن شير منقوش بر پرچم مىتوانى نوع بادى را كه آن را به حركت در آورده است درك كنى كه آيا باد جنبانندهء شير صبا يا دبور است . اين حركت ظاهرى شير بيان كنندهء كيفيت مخفى باد است . اين بدن هم مانند آن شير علم به وسيلهء باد به حركت در مىآيد . انديشه‌اى كه از سمت مشرق يعنى از منابع شايسته حركت مىكند مانند باد صبا است و انديشه‌اى كه از طرف مغرب به تموج در آمده است ، ناشايست و مانند باد دبور است كه و با مىآورد . مشرق باد انديشه افق ديگرى غير از اين مشرقها است و مغربش هم طرف ضد آن است . اين انديشه بالاخره محصولى از جماد است و مشرقش هم شبيه به خود آن است ، ولى چون جان جان جان نمود ربانى روح آدمى است از مشرق فؤاد ( مغز قلب ) مىتابد . آن مشرق باطن افروز چنان با عظمت است كه -
قشر و عكس آن بود خورشيد روز .
به همين جهت است كه وقتى كه بدن آدمى مرده و از شعله هاى حيات محروم باشد براى او روز و شب يكسان است ولى اگر روح از هستى برخوردار باشد ، بدون بدن و بىنياز از شب و روز وضع شايستهء خود را دارا است ، چنان كه در عالم خواب انسان بدون چشم و ماه و خورشيد ، ماه و آفتاب را ميبيند . مرگ و خواب دو برادرند تو مىتوانى با درك خواب با مرگ هم آشنا شوى . اگر كسى بگويد : خواب فرع بيدارى است ، اى مقلد بىنوا اين سخن را با گمان و خيالات مپذير ، زيرا -
مىببيند خواب جانت وصف حال كه به بيدارى نبينى بيست سال
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 574 | محمد تقي جعفري