توجه واقع بينانهء جلال الدين در موضوع خواب فوق العادهء جالب است ، او با تمام اجتناب از خرافات و موهومات براى خواب منشا طبيعى و روانى متذكر شده خواب و بيدارى را دو نمود مربوط به وضع شخصيت آدمى مىداند .
اگر چه جلال الدين نمىخواهد در موضوع خواب چنان كه مقتضاى روش او در هر موضوع علمى است ، به تحقيقات و تفصيلات مشروح بپردازد ، زيرا او اين گونه اشتغالات را فعاليتهاى حرفهاى مىداند كه بشر خواه نخواه دنبالش را گرفته و براى توجيه و تنظيم زندگيش بموضوعات علمى در هر قلمروى خواهد پرداخت .
ولى چنان كه بارها متذكر شدهايم ، جلال الدين از يك افق كلىتر و عالىتر همين موضوعات علمى را هم از آن جهت كه مواد خام آن كلياتند ، از نظر دور نمىدارد و گاهى مطالب فوق العادهء ارزنده در بارهء آن موضوعات ابراز مىدارد .
تحقيقات مشروح در بارهء پديدهء خواب و رويا را به متخصصين خود واگذار كرده ، يك مطلب بسيار اساسى در اين موضوع ياد آور مىشود و آن اين است كه مىگويد : حقيقت و ارزش هر خوابى را از حقيقت و ارزش بيدارى آن انسان بايد جستجو كرد .
چنان كه در بارهء مرگ كه يكى از دو طرف معادلهء هستى است ، زندگى را مطرح مىسازد كه طرف ديگر معادله است . او مىگويد :
مرگ هر يك اى پسر هم رنگ اوست
پيش دشمن دشمن و بر دوست دوست
اى كه مىترسى ز مرگ اندر فرار
آن ز خود ترسا نه از وى هوشدار
روى زشت توست نى رخسار مرگ
جان تو همچون درخت و مرگ برگ
گر به خارى خستهاى خود كشته اى
ور حرير و قز درى خود رشته اى
با قطع نظر از عوامل موقت و محدود زندگانى بيدارى كه خوابهايى را مناسب خود به وجود مىآورد ، يك زمينهء كلى براى بيدارى و خواب آدمى وجود دارد كه در شخصيت كلى او نهفته است . به قول جلال الدين هر كارى را كه انجام بدهيد ، نمىتوانيد وضعى پيش بياوريد كه خر ، هندوستان را بخواب ببيند و فيل سوراخ