تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 572

مساهمون:

ص٥٧٢
توجه واقع بينانهء جلال الدين در موضوع خواب فوق العادهء جالب است ، او با تمام اجتناب از خرافات و موهومات براى خواب منشا طبيعى و روانى متذكر شده خواب و بيدارى را دو نمود مربوط به وضع شخصيت آدمى مىداند . اگر چه جلال الدين نمىخواهد در موضوع خواب چنان كه مقتضاى روش او در هر موضوع علمى است ، به تحقيقات و تفصيلات مشروح بپردازد ، زيرا او اين گونه اشتغالات را فعاليتهاى حرفه‌اى مىداند كه بشر خواه نخواه دنبالش را گرفته و براى توجيه و تنظيم زندگيش بموضوعات علمى در هر قلمروى خواهد پرداخت . ولى چنان كه بارها متذكر شده‌ايم ، جلال الدين از يك افق كلىتر و عالىتر همين موضوعات علمى را هم از آن جهت كه مواد خام آن كلياتند ، از نظر دور نمىدارد و گاهى مطالب فوق العادهء ارزنده در بارهء آن موضوعات ابراز مىدارد . تحقيقات مشروح در بارهء پديدهء خواب و رويا را به متخصصين خود واگذار كرده ، يك مطلب بسيار اساسى در اين موضوع ياد آور مىشود و آن اين است كه مىگويد : حقيقت و ارزش هر خوابى را از حقيقت و ارزش بيدارى آن انسان بايد جستجو كرد . چنان كه در بارهء مرگ كه يكى از دو طرف معادلهء هستى است ، زندگى را مطرح مىسازد كه طرف ديگر معادله است . او مىگويد :
مرگ هر يك اى پسر هم رنگ اوست پيش دشمن دشمن و بر دوست دوست اى كه مىترسى ز مرگ اندر فرار آن ز خود ترسا نه از وى هوشدار روى زشت توست نى رخسار مرگ جان تو همچون درخت و مرگ برگ گر به خارى خسته‌اى خود كشته اى ور حرير و قز درى خود رشته اى
با قطع نظر از عوامل موقت و محدود زندگانى بيدارى كه خوابهايى را مناسب خود به وجود مىآورد ، يك زمينهء كلى براى بيدارى و خواب آدمى وجود دارد كه در شخصيت كلى او نهفته است . به قول جلال الدين هر كارى را كه انجام بدهيد ، نمىتوانيد وضعى پيش بياوريد كه خر ، هندوستان را بخواب ببيند و فيل سوراخ
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 572 | محمد تقي جعفري