تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 571

مساهمون:

ص٥٧١
تحرك بدن از فعاليت انديشه است و فعاليت انديشه با اين كه محصول ماده و قوانين آن است ، از ماده و قوانين جدا شده و فاصلهء كمى گرفته است ، به حدى كه آن دو را به صورت دو مقوله متباين در آورده است اما موجوديت انسانى در اين نمودها و تحولات خلاصه نمىشود ، بلكه - جان جان جان بود شرقش فؤاد براى انسان ما وراى آن نمودها و تحولات يك جان ربانى وجود دارد كه از مغز درونى قلب مىدرخشد . اين درخشش و كاهش و افزايش آن وابسته به رشد و تكامل جان طبيعى آدمى است كه بتواند جان انسانى را مانند محصول عالى از آن جان طبيعى استخراج كند و آن گاه آمادهء تابش شعاع جان ربانى نمايد ، شعاعى كه خورشيد جهان افروز عالم طبيعت قشر و يا انعكاسى از آن است
( ( 3068 ) ) پيل بايد تا چو خسبد در شبان خواب بيند خطهء هندوستان ( ( 3069 ) ) خر نبيند هيچ هندستان به خواب خر ز هندستان نكردست اغتراب . . . ( ( 3072 ) ) اذكروا الله كار هر اوباش نيست ارجعى بر پاى هر قلاش نيست

پديدهء خواب و رويا دامنهء بيدارى آدميان معمولى است ، براى دريافت ارزش خواب يك انسان نخست بايد ديد بيداريش چيست ؟

موضوع خواب و عوامل طبيعى و روانى آن را در مباحث مجلدات پيشين بررسى كرده‌ايم و نيازى به تكرار آنها وجود ندارد . چون جلال الدين در سه بيت مورد تحليل مطلب بسيار با اهميتى را مطرح نموده است ، لذا مجبوريم به طور اختصار آن مطلب را مورد تحليل و بررسى قرار بدهيم .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 571 | محمد تقي جعفري