تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 512

مساهمون:

ص٥١٢
( ( 2830 ) ) چون زمين كش دانش آمد وقت خسف در حق قارون كه كردش قهر نسف ( ( 2831 ) ) چون قمر كه امر بشنيد و شكافت پس دو نيمه گشت بر چرخ و شتافت چون ستون ناليد از هجر نبى با خبر گشته از آن شيخ و صبى ( ( 2832 ) ) چون درخت و سنگ كاندر هر مقام مصطفى را كرده ظاهر و السلام

تفسير ابيات

اين اژدهاى غران و آتشين ، همان عصاى چوبين بود ، تا ببينى و نگويى كه دوزخ خداوند كجا است ؟ آن دوزخ الهى را كه شنيده‌اى هم اكنون به اعماق دلت بنگر كه آشكارا آن را خواهى ديد و متوجه خواهى شد كه آب و گل كالبد بدنت آن را از تو پوشيده نگه داشته است . هر جا را كه بخواهى خدا همانجا را براى تو دوزخ مىسازد ، اوج فضاى بىكران را براى پرنده دام مىنمايد . موقعى كه درد دندان براى تو مىفرستد طعم دوزخ و نيش اژدهايش را مىچشى و در آن موقع كه آب دهانت را مانند عسل شيرين مىسازد به ياد بهشت و زر و زيورش مىافتى . خداوند از بن دندان تو شكر مىروياند تا قدرت حكم قدر و هندسه گيرى الهى را بدانى . پس هرگز با دندان خود نيش به بىگناهان مزن و در انديشهء ضربتى باش كه نمىتوانى از آن احتراز كنى . آب نيل را خداوند بر قبطيان خون كرد و بنى اسرائيل را از بلا محفوظ داشت تا بدانى كه خداوند بين افراد هشيار و افراد گمراه فرق مىگذارد و آنها را جدا مىكند . رود نيل تمييز را از خدا آموخته بود كه براى يكى راه باز مىكند و براى ديگرى راه را سخت مىبندد . لطف الهى نيل را عاقل و قهر او قابيل را احمق مىسازد . جمادات را با لطفش
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 512 | محمد تقي جعفري