تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 476

مساهمون:

ص٤٧٦
بيرون نرود ، با نيرويى كه در ذات خود دارد مىتواند به تجديد كشت و درو پرداخته و براى خود خرمنى به وجود بياورد ، مگر اين كه قدرت و اختيار را بسبب افراط در هوى پرستى و خود پرستى به طور كلى از دست بدهد . زيرا نه مقصود از موقعيت مادى حيات ، به دست آوردن ثروت و جاه است و نه منظور از موقعيت معنوى موضوع كميت و كيفيت است ، زيرا اشخاصى هستند كه با به دست آوردن معيشت روزانه خود را بىنيازترين مردم مىدانند و موقعيت مادى خود را كاملًا احراز شده تلقى مىكنند . از طرف ديگر موقعيت معنوى هم احتياجى به كميتهاى زمان و عمل ندارد . زيرا موقعيت معنوى با يك آگاهى و گرايش واقعى آغاز مىشود و كم و زياد در آن مطرح نيست . بنا بر اين كسانى كه خرمن و سرمايهء زندگانى شان يا به جهت هوى و هوس و يا بسبب عوامل خارج از قدرت و اختيار شعله ور مىشود و خاكستر مىگردد ، بجاى اين كه خرمن و سرمايهء ديگران را بباد مسخره و استهزاء بگيرند و آن را بىارزش تلقى كنند ، يا بجستجوى آتشى بروند كه آن را بسوزانند و خاكسترش كنند ، بايد بكوشند و از نيروى كلان روح خود استمداد كنند و به كشت و درو بپردازند .
( ( 2687 ) ) صد هزاران اين چنين مىدارد او كه بر ادراكات تو بگمارد او

آيا تخدير و مستى براى طبع بشر ضرورت دارد ؟

جلال الدين در ابيات پيش از بيت مورد نقد و تحليل مىگويد :
از خدا مىخواه دفع اين حسد تا خدايت وارهاند زين جسد مر تو را مشغوليى باشد درون كه نپردازى از آن سوى برون جرعهء مىرا خدا ز ان مىدهد كه بدان مست از دو عالم مىرهد