تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 320

مساهمون:

ص٣٢٠

« وَلا يَحْزُنْكَ اَلَّذِينَ يُسارِعُونَ فِي اَلْكُفْرِ إِنَّهُمْ لَنْ يَضُرُّوا الله شَيْئاً 3 : 176 . . . » ( 1 ) ( به آنان كه به كفر ورزيدن شتاب مىكنند ، اندوهگين مباش ، زيرا آنان نمىتوانند ضررى به خدا برسانند ) .

توضيح

- در بارهء تفسير معناى سريه اختلاف نظرى وجود دارد . ابن منظور مىگويد : گروهى كه فرستاده مىشود ، اگر عدد آنها ميان پنج تا سيصد نفر باشد ، سريه گفته مىشود . بعضى ديگر گفته‌اند : سريه گروهى از سواران را مىگويند كه در حدود چهار صد نفر بوده باشد . اگر سريه جنبه لشكرى داشته باشد ، مقدارى از لشكر را مىگويند و بهترين سريه ها آن است كه در حدود چهار صد نفر باشد . و اين كه سريه ناميده مىشود ، براى آنست كه حركت آنان شبانه و مخفى است . از بعضى موارد استعمالات چنين بر مىآيد كه افراد سريه بايستى مردم كار آزموده و با شخصيت باشند . ( 2 )
( ( 1994 ) ) اصل لشكر بىگمان سرور بود قوم بىسرور تن بىسر بود

جامعهء انسانى به زعيم و فرمانروا نيازمند است

نيازمندى جوامع انسانى به فرمانروا در تمام طول تاريخ با در نظر گرفتن اشكال مختلف فرمانروايى تثبيت شده و چيزى نيست كه قابل گفتگو باشد ، چند مسئلهء مهم در اين جريان عمومى تاريخ انسانى وجود دارد كه ما بعضى از آنها را متذكر مىشويم : 1 - عامل اساسى به وجود آمدن فرمانروايان ، لزوم تشكل افراد جامعه براى هم زيستى بوده است ، افراد جامعه مانند چند عدد آجر جامد و ناخود آگاه
هامش
( 1 ) سوره آل عمران ، آيهء 176 . .
( 2 ) لسان العرب ، ج 14 ص 383 . .