مفسرين در تعريف لوح محفوظ اختلاف نظر دارند . عبد الله بن عباس و مجاهد مىگويند : عبارت است از يك حقيقت يا صفحه ى سفيد به طول زمين و آسمانها و به عرض مشرق و مغرب . ( 1 ) البته اين طول و عرض در اصطلاح گذشتگان به معناى همهء دنيا است مانند گرم و سرد و سياه و سفيد دنيا كه به معناى همهء حوادث دنيا گفته مىشود . به هر حال از مضامين روايات وارده بر مىآيد كه لوح محفوظ مانند صفحهاى است كه تمام حوادث جزئى و كلى جهان هستى از آغاز تا پايان در آن ثبت شده است . ( 2 ) تصوير چنين حقيقتى در ما وراى نمودهاى فيزيكى جهان هستى خلاف عقل و منطق نيست مگر پيش رفت دانشها ما را از رنگ و ثقل و ساير خواص طبيعى اشياء به اجزاء بنيادى عالم طبيعت ( الكترونها و پروتونها ) رهنمون نگذشته است . پيش رفت بشرى در اين جريان ، با گذشتن از پوسته هاى سطحى به پوسته هاى دوم و سوم . . . به آن ذرات و امواج رسيده است كه در مشهودات و محسوسات معمولى هيچ گونه علامت و نشانى از آنها ديده نمىشود . همچنين در قلمرو درون ذات ما از نمودهاى فيزيولوژيكى رهسپار عالم روان مىگرديم و با كاوشهاى مناسب در عالم روان تصورات و انعكاسات و احساسات و انديشه ها را كه در صفحهء خود آگاه ما در جريانند مانند پوستهء دوم كنار مىگذاريم آن گاه به نفوذ خود ادامه مىدهيم و وارد عالم نيمه آگاه مىگرديم و از آن جا هم رهسپار ناخود آگاه يا به اصطلاح ديگر به سطوح عميق من وارد مىشويم ، با چيزهايى روبه رو مىگرديم كه كوچكترين سنخيتى با پوستهاى فيزيولوژيكى اعصاب و سلولهاى ما ندارند . با مشاهدهء اين وضع لابلايى در جهان برونى و درونى و با توجه به اين كه ما هر اندازه هم كه به اعماق اين دو قلمرو گام بگذاريم . باز به بن بست نهايى هستى نمىرسيم ، ثابت مىشود كه منحصر كردن جهان هستى به اين پوسته هاى به دست آمده بيش
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 289
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٢٨٩
هامش
( 1 ) مجمع البيان طبرسى ، ج 10 ص 499 . .
( 2 ) شيخ مفيد ، نقل از سفينه البحار ، ج 2 ، ص 516 . .