زادن ابو الحسن خرقانى بعد از وفات بايزيد قدس سره
زاده شد آن شاه و نرد ملك باخت
از عدم پيدا شد و مركب بتاخت
( ( 1849 ) ) از پس آن سالها آمد پديد
بو الحسن بعد وفات بايزيد
( ( 1850 ) ) جملهء خوهاى او ز امساك و جود
آن چنان آمد كه آن شه گفته بود
( ( 1851 ) ) لوح محفوظ است او را پيشوا
از چه محفوظ است محفوظ از خطا
( ( 1852 ) ) نى نجوم است و نه رمل است و نه خواب
وحى حق و اللَّه اعلم بالصواب
( ( 1853 ) ) از پى رو پوش عامه در بيان
وحى دل گويند آن را صوفيان
( ( 1854 ) ) وحى دل گيرش كه منظرگاه اوست
چون خطا باشد چو دل آگاه اوست
( ( 1855 ) ) مؤمنا ينظر بنور اللَّه شدى
از خطاها ز ان سبب ايمن شدى
( ( 1856 ) ) صوفئى از فقر چون در غم شود
عين فقرش دايه و مطعم شود
( ( 1857 ) ) ز انكه جنت از مكاره رسته است
رحم قَسم عاجز اشكسته است
( ( 1858 ) ) آن كه سرها بشكند او از علو
رحم حقّ و خلق نايد سوى او
( ( 1851 ) ) لوح محفوظ است او را پيشوا
از چه محفوظ است ؟ محفوظ از خطا
( ( 1852 ) ) نى نجوم است و نه رمل است و نه خواب
وحى حق و الله اعلم بالصواب
( ( 1853 ) ) از پى رو پوش عامه در بيان
وحى دل گويند آن را صوفيان
انعكاس واقعيات در روان مرد الهى به جهت پيوستگى او به عالم لوح محفوظ است ، نه از دانشهاى نجوم و نه رمل اندازى و نه رويا . و بحث مختصرى در لوح محفوظ
در جهان هستى مطابق آيات قرآنى و احاديث معتبر اسلامى حقيقتى به نام لوح محفوظ وجود دارد .