( خداوند در آن روز مىفرمايد : چقدر در دنيا توقف داشتيد ؟ مىگويند يك روز يا برخى از روز را از شمارندگان بپرس . خدا مىفرمايد : در دنيا توقف نكرديد مگر اندكى اگر مىدانستيد ) « فَاصْبِرْ كَما صَبَرَ أُولُوا اَلْعَزْمِ مِنَ اَلرُّسُلِ وَلا تَسْتَعْجِلْ لَهُمْ كَأَنَّهُمْ يَوْمَ يَرَوْنَ ما يُوعَدُونَ لَمْ يَلْبَثُوا إِلَّا ساعَةً مِنْ نَهارٍ 46 : 35 . . . » ( 1 ) ( بردبار باش ، همچنان كه پيامبران اولو العزم بردبارى نمودند ، در بارهء عذاب كفار شتابزده مباش . گويى آنان وقتى كه روز موعود را ديدند احساس خواهند كرد كه در زندگانى جز ساعتى از روز را توقف نكرده بودند . علت در هم پيچيدن زمان و كوتاه شدن آن را بايستى در همين ساختمان حياتى مغز و روان انسانى جستجو كرد لذا موقعى كه ساختمان مزبور به هم خورد ، صفحهء ذهن خود رويدادهاى حيات را در خارج از جريان طبيعى روان ، يكى در كنار ديگرى نشان مىدهد و زمان از دخالت در حوادث كه آنها را يكى پس از ديگرى نشان مىداد بر كنار مىگردد و آن مقدار كوتاه ( روز يا برخى از روز يا يك ساعت ) هم صورتى خشكيده از مفهوم زمان را نمايش مىدهد نه خود واقعيت زمان را ، مانند بعد فضايى .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 286
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٢٨٦
اين سخنى كه آغاز كرده بوديم پايان ندارد ، اكنون بر گرديم به بينيم بايزيد از وحى غيبى چه پاسخى به سؤال كنندگان داد . -
گفت زين سو بوى يارى مىرسد
كاندرين ده شهريارى مىرسد
پس از گذشت چندين سال شاهى در اين سرزمين زاييده مىشود كه خيمه و خرگاه بر اوج آسمان خواهد زد . -
رويش از گلزار حق گلگون بود
از من او اندر مقام افزون بود
از او پرسيدند نامش چيست ؟ گفت : ابو الحسن و علائم صورتش همچنين و
هامش
( 1 ) سوره الاحقاف ، آيهء 35 . .