دريافتن طبيبان الهى امراض دين و دل در سيماى مريد و بيگانه و لحن گفتار او و رنگ و چشم او ولى اين همه نيز از راه دل كه آن هم جواسيس القلوب فجالسوهم بالصدق
( ( 1794 ) ) اين طبيبان بدن دانشورند
بر سقام تو ز تو واقفترند
( ( 1795 ) ) تا ز قاروره همىبينند حال
كه ندانى تو از آن رو اعتدال
( ( 1796 ) ) هم ز نبض و هم ز رنگ و هم ز دم
بو برند از تو به صد گونه سقم
( ( 1797 ) ) پس طبيبان الهى در جهان
چون ندانند از تو بىگفت دهان ؟
( ( 1798 ) ) هم ز نبضت هم ز چشمت هم ز رنگ
صد سقم بينند از تو بىدرنگ
( ( 1799 ) ) اين طبيبان نو آموزند خود
كه بدين آياتشان حاجب بود
( ( 1800 ) ) كاملان از دور نامت بشنوند
تا به قعر تار و پودت در روند
( ( 1801 ) ) بلكه پيش از زادن تو سالها
ديده باشندت به چندين حالها
حال تو دانند يك يك مو به مو
ز انكه پر هستند از اسرار هو
تفسير ابيات
اين طبيبان جسمانى كه بسى در كار خود دانشورند ، بر بيمارىهاى تو آگاه تر از خود تو مىباشند .
آنان از شيشهاى كه بول تو در آن است ، حال ترا به طورى درك مىكنند كه تو از آن سر در نمىآورى .
از نبض و رنگ رخسار و نفسى كه مىكشى به بيمارىهاى فراوان تو آگاه مىگردند . با اين حال طبيبان الهى چطور نمىتوانند بدون اين كه از دهان تو سخنى بر آيد وضع روحى ترا بفهمند ؟ اين طبيبان الهى هم از چشم و رنگ تو بىدرنگ بيمارىهاى ترا درك مىكنند .
اين طبيبان نو آموز هستند كه براى تشخيص بيمارىهاى درونى آدميان