جامعه يا فرد آگاه مىشويم به جهت آشنايى با همان روشنگر ابديت است كه دنبال عواملش مىرويم و قواعدى را جستجو مىكنيم كه آن سقوط و يا اعتلاء را تفسير و توجيه كنيم .
تفسير ابيات
مسيلمهء كذاب مىگفت : من خود احمد پيامبرم و دين محمد صلى الله عليه و آله را با فن نبوت خود بر هم زدهام بان مسيلم بگو تبه كارى مكن و فريب آغاز كارت را مخور و به آخر امر متوجه باش ، در راه اشباع حرص و آز به گرد آوردن مردم دور خود ، پيشوايى را بر خود مبند .
پس روى كن تا شمع حقيقى پيش بيافتد و راهنماى مردم در تاريكىهاى جهالت باشد .
شمع واقعى است كه مانند ماه راه را روشن مىسازد و اثبات مىكند كه دانه در كجا است و دام در كدام طرف گسترده است .
اى مسيلمه و مسيلمه منشان اين را بدانيد كه -
گر بخواهى ور نخواهى با چراغ
ديده گردد نقش باز و نقش زاغ
و الا زاغان جوامع بشرى دغل راه مىاندازند و بانگ بازان سفيد ياد گرفته و خود را به شكل آنها در مىآورند .
اگر پرنده قطا بانگ هدهد را بياموزد و آن را تقليد كند ، بالاخره نه داراى راز هدهدى خواهد بود و نه شايسته ى بردن پيغام سليمان به قوم سبا . آگاه باشيد و بانگ پرندهء بال و پر بسته را از پرنده بال و پر باز تشخيص بدهيد تاج شاهان را از تاج هدهد تفكيك نماييد و آن گاه در عالم معرفت دقت كنيد خواهيد ديد -
حرف درويشان و نكتهء عارفان
بستهاند اين بىحيايان بر زبان
يگانه علت هلاك امم گذشته هم همين بود كه ميان صندل و عود فرقى نمىگذاشتند . نه اين كه آنان از قدرت تميز محروم بودند ، بلكه حرص و آز حيوان