تفسير ابيات
هر فرزندى دنبال مادر خود مىرود و با اين پيروى جنس خود را پديدار مىسازد آدمى شير از سينه مىمكد و خر از پائين تن . اين تقسيمات را محض عدل صورت داده و عجب در اين است كه در اين تقسيمات نه جبرى در كار است و نه به كسى ستم رفته است . اگر در دنيا همهء پديده و كارها از روى جبر بود ، پشيمانى مفهومى نداشت . ( 1 ) اگر تمامى كارها از روى ستم بود ، پاسداران قانون بىمورد بود . نگهبانى و پاسدارى همواره در بارهء قانون انجام مىگيرد و قانون ناشى از عدالت است . امروز گذشت ، و سير تكاملى ما فردا است ، راز انسانى را روز گنجايش ندارد . خلاصهء كلام اين كه آمدن و بر گشتن خود را مورد دقت قرار بده ، خواهى ديد كه هر آمدنى رفتنى در دنبال دارد . و هر آغازى انجامى .
هامش
( 1 ) جلال الدين در ابيات گذشته ، پديدهء پشيمانى را با جبر قضا ( فاتاليسم ) سازگار قلمداد كرده است . .