تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 250

مساهمون:

ص٢٥٠

بيان آن كه عارف را غذايى است از نور حق كه ابيت عند ربى يطعمنى و يسقينى و قوله صلى الله عليه و آله الجوع طعام الله يحيى به ابدان الصديقين اى يصل طعام الله فى الجوع

( ( 1641 ) ) ز انكه هر كرّهء پى مادر رود تا بدان جنسيتش پيدا شود ( ( 1642 ) ) آدمى را شير از سينه رسد شير خر از نيم زيرينه رسد ( ( 1643 ) ) عدل قسّام است و قسمت كردنى است اى عجب كه جبر نى و ظلم نيست ( ( 1644 ) ) جبر بودى كى پشيمانى بدى ظلم بودى كى نگهبانى بدى ( ( 1645 ) ) روز آخر شد سبق فردا بود راز ما را زور كى گنجا بود حاصل آن كاندر دخول و در اياب در نگر و الله اعلم بالصواب

روايت

« اياكم و الوصال ، اياكم و الوصال ، فانى لست كاحدكم ابيت عند ربى يطعمنى و يسقينى » . ( 1 ) ( پيامبر اكرم به يارانش فرمودند : بپرهيزيد از روزه گرفتن پشت سر هم و تكرار فرمودند ، زيرا من مانند شما نيستم من در نزد خدايم شب را به صبح مىرسانم مرا اطعام مىكند و سيرابم مىسازد ) .

توضيح

- حضرت پيامبر اين دستور را موقعى فرمودند كه صحابه پى در پى روزه مىگرفتند . حضرت منعشان فرمود ، آنان عرض كردند شما خود پى در پى روزه مىگيريد ؟ حضرت پاسخ فوق را فرمودند . « الجوع طعام الله يحيى به ابدان الصّدّيقين » ( 2 ) ( گرسنگى طعام خداوندى است كه به وسيلهء آن بدنهاى صديقين را زنده مىدارد . )

هامش
( 1 ) .
( 2 ) 1 و 2 - شرح مثنوى انقروى ، نقل از بخارى و مسلم . روايت دوم از ابو هريره دوسى است . .