تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 246

مساهمون:

ص٢٤٦
ز خنده رويى گردون فريب رحم مخور كه رخنه هاى قفس رخنهء رهايى نيست
بنا بر اين روح وقتى كه به پشت سر گذاشتن انگيزه هاى فريبا موفق مىشود ، نه معنا است كه مىرود در داخل منطقه ى ضد آن انگيزهء فريبا محبوس مىشود بلكه عظمت و كمال جويى روح بهر دو ضد با نظر گذرگاه مىنگرد ، از انديشه و كار بد اعراض مىكند ، اين اعراض همان شكوفان شدن روح است و موقعى كه با اين شكوفان شدن وارد منطقه انديشه و كار نيك مىشود ، به عنوان منزلگه نهايى روح نيست ، بلكه گذرگاه بىمانعى است كه روزى مىتواند از آن گذرگاه بدون اين كه خارستان بديها پاهايش را مجروح و خون آلود بسازد به سوى تضادهاى بعدى عبور كند ، پس در حقيقت آن چه كه اهميت دارد به قول جلال الدين به دست آوردن آمادگى براى روح در گذرگاه تضاد مىباشد . هر اندازه كه تعليم و تربيت به معناى عمومى آن در سطح مجاور طبيعت روح تأثير شايسته بگذارد ، راه عبور خود روح از جادهء تضادها هموارتر خواهد بود .

تفسير ابيات

بدين سان دنيا با همه شكفتگىها و آرايشهايش ، همه ى عيوب خود را هم باز گو مىكند . اى استاد عزيز ، در همين مجراى كون و فساد كه هستى آن را در پيش گرفته است ، فريبندگى نقاط مثبت و هستىهايش همان مقدار آشكار است كه پند و اندرز محو و نابودى آنها ، كون ( خوشىها و نقاط مثبت ) بانگ مىزند كه به سوى من بيا من براى تو اساس شايسته ى زندگىام ، فساد همانها به تو فرياد مىزند ، برو دنبال فكر اساسى كه من ( آن خوشىها و مثبتها ) چيزى نيستم . اى كه هنگام بهار اوج زيبايى طبيعت را مىبينى و از شكوه آن به حيرت مىافتى ، فصل خزان را نيز كه هنگام مرگ و زشتى آن است ببين . تو كه در هنگام روز طلعت زيبا و روشن خورشيد را مىبينى ، به انديشه ى غروبش هم باش . ماه چهارده شبه را در فضا مىبينى و لذت مىبرى ، محاق آن ماه زيبا را هم
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 246 | محمد تقي جعفري