تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 181

مساهمون:

ص١٨١
جان كوشاى تو از تكاپو در دنبال آن در مىماند و مىرميد . آرى -
گر نمودى عيب آن كار او تو را كس نبردى كش كشان آن سو تو را
اين كه مىبينى از بعضى كارها متنفر هستى ، براى آن است كه عيبش به تو آشكار شده است . خداوندا چاره‌اى جز اين نداريم كه رو به بارگاهت آوريم و زندگى را با استمداد از تو بسر ببريم .
اى خداى راز دان خوش سخن عيب كار بد ز ما پنهان مكن عيب كار نيك را منما بما تا نگرديم از روش سرد و هبا
خلاصه - حضرت سليمان مطابق عادتى كه داشت به مسجد مىرفت و مانند هر روز دنبال گياهى بود كه بتازگى روئيده است تا با آن بينايى صاف و روشنش اسرار آن گياهان را كه بر مردم عامى پوشيده است ، دريابد .