قلهء هستى و مسجد اقصاى روح خواهد كشيد . متوجه درونت باش -
نو گياهى هر دم از سوداى تو
مىدمد در مسجد اقصاى تو
وقتى كه به نظارهء گياهان روييده در زمين دل مىروى ، پاى بىاعتنايى روى آنها مگذار ، بلكه مانند سليمان عليه السلام به خواص و اسرار نهفته ى در آنها دقت كن چرا ؟ -
ز انكه حال اين زمين باثبات
باز گويد با تو ز انواع نبات
در زمين گر نيشكر ور خود نى است
ترجمان هر زمين نبت وى است
بدان جهت كه نباتات زمين دل انديشه ها و تفكرات تو است . آن انديشه ها را بررسى نما ، باشد كه اسرار دل خود را كه زمين آن نباتاتست دريابى .
اگر در انجمن شنونده و جذب كنندهء حقايق را ببينم - صد هزاران گل در چمن دلها مىرويانم و اگر شنونده را ناشايست به بينم ، نكته ها مانند دزدان از صحنه دل و عقلم پا به فرار مىگذارند .
در آن جا كه مستمع شايستهاى وجود ندارد ، خاموشى بهتر از سخن گفتن است ، زيرا پوشيدن نكات عالى حقايق از نااهلان بهتر از فاش ساختن آنها است . اين قاعدهء كلى است -
جنبش هر كس به سوى جاذبه است
جذب صادق نى چو جذب كاذب است
يك دقت شايان در بارهء زندگانى خود به كار بر ، خواهى ديد تكاپوى تو در اين زندگى بس شگفت آور است ، زيرا
مىروى گه گمره و گه در رشد
رشته پيدا نى و آن كت مىكشد
تو بسان آن شتر نابينايى كه با مهار بسيار محكم و متين كشيده مىشوى ، اين كشش را مىبينى ولى مهارى كه ترا مىكشد ناپيداست . آرى اگر مهار و كشندهء زندگى آدميان محسوس و آشكار بود ، اين جهان دار الغرور پا بر جا نمىماند ، اگر كافر مىديد كه دنبال سگ ناهشيارانه مىرود و در سخريهء ديو معاند و قوى اسير شده است -