الهى كه به دست آورده كج بجنبد ، هر چند در عظمت سيمرغ قاف نشين باشد ، نابودش خواهم كرد . ديده گانت را باز كن و -
هين مرا مرده مبين گر زنده اى
در كف شاهم نگر گر بنده اى
مگر نشنيدهاى كه عيسى عليه السلام از كرم الهى مرده را زنده كرد ، من اكنون در دست آفرينندهء عيسى هستم ، آيا با اين حال مرگ مىتواند سراغم را بگيرد تو كه روا نمىدارى كه مرده در مقابل عيسى كه زندگى آن مرده را مىخواهد مرده باشد ، چگونه روا مىدارى كه من در قبضهء خداوندى كه خالق عيسى است مرده بمانم ؟ اكنون مثل من مثل عيسى است ولى با اين تفاوت كه هر كس از دم من زنده شود ، آن حيات براى وى جاودان خواهد بود .
عيسى بن مريم آن مرده را كه زنده كرد بار ديگر راه ديار مرگ را در پيش گرفت ، ولى شاد باد آن مردهاى كه جان به اين عيساى روحانى سپرد ، كه ديگر مرگ روح را راهى به آستانش نخواهد بود .
من همان عصايى هستم كه در كف موسى خود قرار گرفته است ، تو نمىتوانى موساى مرا ببينى زيرا
موسيم پنهان و من پيدا به پيش
من همان عصا هستم كه از رود نيل پل و كوچه بر مردم با ايمان مىسازم و براى فرعونيان به صورت اژدها درمىآيم :
تو اى فرزند روحانى من ، به خود موجوديت اين عصا منگر و آن را تنها عصا مبين ، زيرا كه عصاى دست حق نمونهاى از عظمت حق است . حتى بان امواج طوفانى دريا هم با ديدهء سطحى منگر ، زيرا -
موج طوفان هم عصا بد كاو ز درد
طنطنهء جادو پرستان را بخورد
هم عصا بد باد بر اعداى هود
كه بر آورد از بقيهء عاد دود
هم عصايى بود پشه در نبرد
كه بر آورد از سر نمرود گرد