4 - وقيحترين افراد كسانى هستند كه ابراز موقعيت عالى را مانند دانش و بينش وسيله سود جويى خود قرار داده و ( بقول جلال الدين ) منظورى جز آويزان شدن از سبيل مردم ندارند .
تفسير ابيات
مهمان در پاسخ آن مردم چنين مىگويد : كه اى دوستان ، من از آن شياطين نيستم كه با شنيدن يك لا حول و لا قوه الا بالله ضعف و سستى در اركان وجودم راه بيابد . براى شما داستانى بگويم تا وضع مرا درك نماييد : كودكى پاسبانى كشتزارى را به عهده گرفته بود ، براى دفع پرندگان كه به آن مزرعه آفت مىزدند طبل مىزد ، و بدين ترتيب پرندگان موذى از صداى طبل آن كودك فرار مىكردند و مزرعه آفتى از مرغان نمىديد ، در يكى از روزها سلطان محمود از آن طرف مىگذشت ، در نزديكى آن مزرعه چادر زد ، سپاهيان انبوهش مانند ستارگان اثيرى متراكم و پيروزمند و صفدر ، پيرامون او را گرفته بودند .
سلطان محمود شترى داشت كه طبل بزرگ و جنگى او را حمل مىكرد ، اين شتر دو كوهان مانند خروس ، چالاك و هميشه پيش رو بود ، روزان و شبان كوس پر صداى سلطان محمود در رفت و برگشت به ميانهاى جنگ در پشت اين شتر نواخته مىشد ، وقتى كه شتر مزبور گام در مزرعهء آن كودك نهاد ، كودك ساده لوح براى حفظ مزرعه بر طبل كوفت .
خردمندى كه ناظر آن منظره بود فرياد زد اى كودك ساده لوح ، طبل مزن زيرا اين شتر خود با آواز طبل آشنا و اصلا كارش كشيدن طبل پر صداست . كوس تو كودك بىنوا در گوش آن شتر چه اثر خواهد كرد ، در حالى كه آن حيوان بيست نقاره سلطانى را بر پشت خود مىكشد .
شما مردم چه مىگوييد ؟ من خود آن عاشق قربانى لا إله الا الله هستم كه جان من محل صداهاى طبل بلا و گرفتاريهاست ، اين همه تهديدهايى كه شما مىكنيد