داشته باشد نه تنها ابراز موقعيت عالى قبيح نيست ، بلكه جنبهء لزوم هم پيدا مىكند .
به نظر مىرسد عقيدهء گروه سوم با تفصيل و تحليل لازم ، منطقى تر و منتج تر از عقيدهء گروه يكم و دوم مىباشد .
به توضيح اين كه ابراز موقعيت عالى صورتهاى مختلفى دارد :
1 - خود موقعيت عالى بنفسه مقتضى بروز و لبريز شدن است :
گل خندان كه نخندد چه كند
عَلَم از مشك نبندد چه كند
مخصوصاً اگر اشخاص رشد يافته از حيله گرىها و پيچ و خم بازىها و به اصطلاح روباه بازىها بر كنار بوده و با تمام وجودشان واقعيات را درك و در پى جويى حقايق حركت كنند ، اين گونه اشخاص چنان كه در اظهار نقايص خود امتناعى ندارند ، همچنان در ابراز كمالات خود سدى در مقابل خويشتن نمىبينند .
معمولًا اين گونه ابراز رشد از غرض ورزىها بر كنار مىباشد . ولى با اين حال دقت نظر و هشيارى زيادى لازم است كه از نتايج انعكاس موقعيت عالى سوء استفاده نشود .
2 - ابراز موقعيت عالى براى هدفهاى عالى انسانى صورت بگيرد .
در اين فرض گمان نمىرود كسى در شايستگى نشان دادن واقعيت اعتراضى داشته باشد ، بلكه مىتوان گفت : كسانى كه با دست يافتن به رشد شخصيت ، توانايى بهره بردارى از آن را در اغراض نيكو دارا مىباشند ، اگر از اين بهره بردارى امتناع بورزند ، در حقيقت از مرتبهء عالى رشد شخصيت تنزل يافتهاند .
3 - كسانى هستند كه در اظهار وضع عالى خود ، هيچ نيت فاسدى ندارند و نمىخواهند با ابراز آن ، سوء استفادهاى داشته باشند ، ولى دلشان مىخواهد نام نيك و شايستگى خود را در اجتماع منعكس كنند ، اينان در عين حال كه ضررى به جامعه ندارند ، در لبهء پرتگاه قرار گرفتهاند ، زيرا چه بسا اتفاق مىافتد كه آن نام نيك و شهرت بشايستگى در ميان مردم تدريجاً جنبهء معبودى به خود بگيرد و از حركت صاحبش رو به كمال جلوگيرى كند .