تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 74

مساهمون:

ص٧٤

مكرر كردن عاذلان پند را بر آن مهمان مسجد مهمان كش

( ( 4080 ) ) هين مكن جلدى برو اى بو الكرم مسجد و ما را مكن زين متهم ( ( 4081 ) ) گر بگويم دشمنى از دشمنى آتشى در ما زند فردا دنى ( ( 4082 ) ) كه بتاسانيد او را ظالمى بر بهانهء مسجد ، او بد سالمى ( ( 4083 ) ) تا بهانهء قتل بر مسجد نهد چون كه بد نام است مسجد او جهد ( ( 4084 ) ) تهمتى بر ما منه‌اى سخت جان كه نه‌ايم ايمن ز مكر دشمنان ( ( 4085 ) ) هين برو جلدى مكن سودا مپز كه نتان پيمود كيهان را به گز ( ( 4086 ) ) چون تو بسياران بلافيده ز بخت ريش خود بر كنده يك يك لخت لخت ( ( 4087 ) ) هين برو كوتاه كن اين قيل و قال خويش و ما را در ميفكن در و بال

تفسير ابيات

مردم به آن مهمان گفتند : برو آقاى عزيز ، براى ما زيركى نشان مده ، ما و مسجد ما را با خفتن در آن متهم مساز زيرا ، اگر فردا از روى دشمنى كسى بگويد كه او را ستمكارى در آن محل كشته و مسجد بد نام را بهانه آورده است ، ما پاسخى براى آن نخواهيم داشت . اى سخت جان پر رو ، برو ما را متهم مساز ، ما از حيله گرى دشمنان اطمينان نداريم . برو ، معطل مباش ، زيركى مكن و در مغز خود سودا پزى منما و بدان كه عرصهء كيهانى را با يك گز نتوان اندازه گرفت . ما كسان بسيار ديده‌ايم كه مانند تو لاف بخت و شانس مىزدند ، ولى با اين لاف كارى جز كندن دانه هاى موى ريش خود انجام ندادند ، برو ، اين قيل و قال را كوتاه كن ، ما و خودت را گرفتار و بال مساز .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 74 | محمد تقي جعفري