مكرر كردن عاذلان پند را بر آن مهمان مسجد مهمان كش
( ( 4080 ) ) هين مكن جلدى برو اى بو الكرم
مسجد و ما را مكن زين متهم
( ( 4081 ) ) گر بگويم دشمنى از دشمنى
آتشى در ما زند فردا دنى
( ( 4082 ) ) كه بتاسانيد او را ظالمى
بر بهانهء مسجد ، او بد سالمى
( ( 4083 ) ) تا بهانهء قتل بر مسجد نهد
چون كه بد نام است مسجد او جهد
( ( 4084 ) ) تهمتى بر ما منهاى سخت جان
كه نهايم ايمن ز مكر دشمنان
( ( 4085 ) ) هين برو جلدى مكن سودا مپز
كه نتان پيمود كيهان را به گز
( ( 4086 ) ) چون تو بسياران بلافيده ز بخت
ريش خود بر كنده يك يك لخت لخت
( ( 4087 ) ) هين برو كوتاه كن اين قيل و قال
خويش و ما را در ميفكن در و بال
تفسير ابيات
مردم به آن مهمان گفتند : برو آقاى عزيز ، براى ما زيركى نشان مده ، ما و مسجد ما را با خفتن در آن متهم مساز زيرا ، اگر فردا از روى دشمنى كسى بگويد كه او را ستمكارى در آن محل كشته و مسجد بد نام را بهانه آورده است ، ما پاسخى براى آن نخواهيم داشت .
اى سخت جان پر رو ، برو ما را متهم مساز ، ما از حيله گرى دشمنان اطمينان نداريم . برو ، معطل مباش ، زيركى مكن و در مغز خود سودا پزى منما و بدان كه عرصهء كيهانى را با يك گز نتوان اندازه گرفت .
ما كسان بسيار ديدهايم كه مانند تو لاف بخت و شانس مىزدند ، ولى با اين لاف كارى جز كندن دانه هاى موى ريش خود انجام ندادند ، برو ، اين قيل و قال را كوتاه كن ، ما و خودت را گرفتار و بال مساز .