تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 71

مساهمون:

ص٧١
ما حصل و روح تلاش ما براى درك و استنباط جهان ، در آنست كه از طرفى مىكوشيم تا فهم ما مجموعهء عظيم و در هم پيچيدهء آزمايشات متنوع بشرى را در بر گيرد ، و از طرف ديگر در اساس مفروضات اوليه تسهيل و صرفه جويى هر چه بيشتر به وجود آورد . اعتقاد به اين كه اين دو هدف مىتوانند در كنار هم وجود داشته باشند ، از لحاظ معرفت علمى اوليهء بشر ، مسأله‌اى است ايمانى ، و مسلماً اگر ايمانى چنين وجود نداشت ، من نمىتوانستم عقيده‌اى راسخ و تزلزل ناپذير نسبت به ارزش مستقل دانش و معرفت داشته باشم . بديهى است وقتى كسى با چنين وضعى ، كه از يك لحاظ رنگ دينى دارد ، تمام هم خود را مصرف كارهاى علمى نمايد تمامى شخصيت وى تحت تأثير آن قرار خواهد گرفت ، زيرا صرف نظر از معرفتى كه از راه جمع آورى و كثرت تجارب و قوانين تفكر منطقى به دست مىآيد ، اصولا براى مرد علم هيچ ثقه و صاحب نظرى وجود ندارد كه تصميمات و احكامش داعيهء » حقيقت مطلق « داشته باشند . نكتهء اخير موجب مىشود كه شخصى كه كليهء مساعى خود را در راه هدفها و مباحث ذهنى به كار مىبرد ، از نظر اجتماعى ، شخصى خود پرست تلقى شود كه ، لااقل از لحاظ اصولى ، به هيچ چيز جز نظريات خود ايمان ندارد ، هيچ سخن به حقيقت نزديكتر از اين نيست كه بگوئيم : فرديت عقلى و عصر علمى ، در تاريخ ، در يك زمان آغاز شده‌اند ، و از آن به بعد جدايى ناپذير بوده و هستند . در اين جا ممكن است اين بحث به ميان آيد كه مرد علم ، بدان سان كه در جملات بالا تشريح شده ، انتزاعى بيش نيست و در اين جهان وجود خارجى ندارد ، و چيزى شبيه مرد اقتصادى كلاسيك است . با وجود اين ، به نظر من اگر بسيارى افراد ، در طى قرنهاى متمادى ، خود را به نزديكى جهان خيالى مطلوب و ايده آلى نمىرسانيدند ، نه علم به مرحلهء كنونى مىرسيد و نه مىتوانست پايدار بماند و بسط و پيش رفت كند . بديهى است هر آن كس كه استفاده از آلات و ابزار و روشهايى را ، كه به طور
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 71 | محمد تقي جعفري