و آزادى الهى ، نيك را از بد و صحيح را از باطل تفكيك نمايد و به عنوان مأمور الهى دست به سازندگى بزند ، جلال الدين پس از دو بيت مورد تحليل بيتى مىآورد كه همين مطلب را تاييد مىكند .
( ( 664 ) ) مالك الملك است هر كس سر نهد
بىجهان خاك صد ملكش دهد
( ( 675 ) ) هست در چاه انعكاسات نظر
كمترين آن كه نمايد سنگ زر
اگر بخواهيد حقايق را تنها در جهان طبيعت كه مانند چاه است دريابيد ، بجايى نخواهيد رسيد ، زيرا چاه طبيعت سنگ را طلا نشان مىدهد .
نتايج درك و احساس آدمى در اين دنيا محصولى از واقعيات و ساخته هاى موجوديت خود انسانى است . اين همان اصل دو جنبهاى بودن معارف انسانى است كه با دو كلمهء تماشاگر و بازيگر ابراز شده است ، ما در مجلدات گذشته چند بار اين اصل ( ما در نمايش نامهء بزرگ وجود هم بازيگريم و هم تماشاگر ) را از جهات مختلف مورد بررسى قرار دادهايم .
اين اصل در بارهء جهان يا بى از راه حواس و وسايل دقيقى كه به دست آدميان براى مشاهدات عالى تر و دقيق تر ساخته شده گفته شده است و معناى اجمالى آن بسيار واضح است . زيرا همه كس مىداند كه اجسام از دور كوچك ديده مىشوند . پنكه در حال سريع دائره ديده مىشود ، دو خط آهن كه متوازى نصب شدهاند ، در فاصلهء دور زاويهء حاده مىنمايند . . . ظاهر بيت مورد تحليل همين اصل را گوشزد مىكند ، ولى نظر به عموميت مقصود جلال الدين از ابيات مربوطه ، نوع ديگرى از بازيگرى انسان را هم شامل