تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 521

مساهمون:

ص٥٢١
به طرف ديگر بر گردانيده بود ، گل خوار بدون اين كه عطار متوجه شود ، به پاره كردن و خوردن گل آغاز كرد . خيلى با شتاب -
( ( 638 ) ) ترس ترسان كه نيايد ناگهان چشم او بر من فتد از امتحان
وقتى كه عطار ديد گل خوار مشغول خوردن گل گشته است ، خود را به كار ديگرى مشغول ساخت كه :
« فزون تر دزد ازين اى روى زرد »
تو كه از گل من مىزدى در حقيقت پهلوى خود را قطع كرده و مىخورى كار من و تو بس شگفت انگيز است ، زيرا -
( ( 641 ) ) تو همىترسى ز من ليك از خرى من همىترسم كه تو كمتر خورى
اگر اين شكر را وزن كنى آن موقع خواهى ديد كه احمق كيست و عاقل كدامست ؟ آرى -
( ( 642 ) ) گر چه مشغولم چنان احمق نيم كه شكر افزون كشى تو از نيم
آن مرغ بىنوا نگاه هاى لذت بار به دانه مىاندازد ، در عين حال دانه هاى پاشيده در دام ، راه زندگى او را مىزند . اگر از راه چشم به زيبايان مىنگرى و لذت مىبرى غافل مباش كه در عين حال گوشت پهلوى خود را قطع نموده كبابش مىكنى و مىخورى و لذت مىبرى اين نظرهاى شهوانى مانند تير زهر آلود است كه بر عشق شهوانى تو مىافزايد و از تحمل و شكيبايى تو مىكاهد . مال و مزاياى دنيا دام انسانهاى ضعيف و ملك ابدى دام انسانهاى شريف و رشد يافته است .
( ( 648 ) ) تا بدين ملكى كه او داميست ژرف در شكار آيند مرغان شگرف
سليمان عليه السلام به مأمورين بلقيس فرمود :
( ( 649 ) ) من سليمان مىنخواهم ملكتان بلكه من برهانم از هر هلكتان