كه زيبايى ماده براى نر پيش مىآورد . اين مسائل كه به طور اختصار مطرح شد ، براى اثبات اين حقيقت است كه مكتب اسلام عقلىترين و فطرىترين راه را در موضوع ارتباط زن و مرد انتخاب كرده است .
تفسير ابيات
يك شخص گل خوار به دكان عطار رفت كه از او مقدارى قند و شكر بخرد اين عطار زيرك و دو دل به جاى سنگ براى توزين ، گل در ترازو مىگذاشت . عطار بان آدم گل خوار مىگويد : اى جوان ، قندى كه من مىفروشم بدون تصنع و چون و چرا بسيار نيكو است ، اما بجاى سنگ ، گل در ترازو مىگذارم ، حالا اگر با اين شرط ميل دارى قند را از من بخر . جوان گل خوار گفت : بلى ، چون براى من قند اهميت دارد ، لذا بايد آن را بخرم ، سنگ ترازويت از هر جنسى كه باشد مورد قبول من است .
آن گل خوار با خود چنين مىگفت : سنگ چيست ؟ گل براى من از طلا هم بهتر است .
مثلى مناسب اين مورد وجود دارد و آن اين است كه زن دلالهاى به يك پسر گفت من برايت يك نو عروس زيبا و با شكوه پيدا كردهام ، ولى چيزى كه هست اين است كه اين نو عروس دختر حلوا فروش است . پسر در جواب دلاله گفت اين هم يك مزيت ديگر براى نو عروس است ، زيرا -
« دختر او چرب و شيرين تر بود »
گل خوار به عطار گفت : اگر تو براى سنجيدن سنگ ندارى ، اين آرمان من است ، گل كه بجاى سنگ خواهى گذاشت براى من بهتر است ، زيرا گل قوت دل من است .
عطار براى توزين قند ، گل به جاى سنگ در كفهء ترازو نهاد ، تا در مقابلش قند را بگذارد و هم وزنش كند . عطار تيشه نداشت كه با سرعت قند را بشكند و هم وزن گل نمايد ، لذا مشترى را مدتى در مقابل ترازو منتظر گذاشت . عطار رويش را