تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 476

مساهمون:

ص٤٧٦
خواهيد ديد هنگامى كه توبه و باز گشت به سوى خدا در دل شما شكوفان مىشود ، ديگر براى پاك نگه داشتن دل احتياجى برفت و روب احساس نمىشود . دريغا كه اين انسانهاى بىنوا و اسير هوى و هوس نمىتوانند با درون خود تماس بگيرند و گر نه با وضوح كامل خواهند ديد : -
هست در دل زندگى دار الخلود
ولى چه بايد كرد ؟
من لال خواب ديده و عالم تمام كر
لذا نمىتوانم به زبان بياورم كه آن ابديت را كه در ميان كتابها و از قلمرو فضاى بىكران جستجو مىكنيد ، بر گرديد و در درون خود دريابيد . پس از اتمام ساختمان مسجد اقصى حضرت سليمان هر بامداد براى ارشاد بندگان خدا بان مسجد مىآمد و آنان را گاهى با زبان و گاهى با عمل پند مىداد . البته پند عملى نافذتر و جذاب تر است پند عملى بدرون هر ناشنوايى راه مىيابد ، زيرا احتمال خود فروشى و هواى سرورى و فرماندهى در پند عملى كم و در پندهاى زبانى فراوان است .