تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 473

مساهمون:

ص٤٧٣
دم مىزند و تنها انگيزه اش غوطه ور ساختن مردم در حماقت و نادانى است . از الفاظش تحرك و جوش و خروش مىبارد ولى انگيزه اش تخدير مردم است . آرى بشر اين حقيقت را در قاموس خود ثبت كرده است كه مىتوان ارزش همهء قوانين را با سخنورى در بارهء قانون پاى مال نمود . در صورتى كه عمل خارجى استعداد اين همه تحريف و پيچش را ندارد . مخصوصاً با در نظر گرفتن اين كه اعمال منحرف و رياكارانه غالباً از اعمال ناشى از خلوص ، به وسيلهء نمودهاى مربوطه دير يا زود تفكيك مىگردد و پردهء ابهام از روى كار برداشته مىشود . حتى در آن موارد كه سخن بانگيزهء ابراز مفاهيم مستقيم صادر شود ، و انحرافى در هدف گيرى وجود نداشته باشد ، باز مىبينيم كه دفاع قولى از دادگرى اگر چه در صد مجلد انجام بگيرد ، با پرداخت عملى 10 ريال ناچيز كه بانگيزهء عدالت محض صورت مىگيرد ، از نظر ارزش به هيچ وجه قابل مقايسه نيست ، زيرا آن صد مجلد كتاب ، جامد و مرده حتى مقدارى از كاغذ و مركب را از صحنهء انتفاع انسانها بر كنار نموده است ، ولى آن 10 ريال به عنوان جزئى از هدف حيات انسانى كه وسيله‌اى براى تحقق بخشيدن به هدف كلى حيات است به جريان افتاده است . متأسفانه بايد پى پرده بگوييم كه غالباً تكيهء انسانها به صد مجلد گفتار در بارهء عدالت ، آنان را از عمل به عدالت باز داشته است ، گويى گويندگان اين اعتقاد را در مغز خود مىپرورانند كه » يا گفتن ، يا عمل كردن « اين ما هستيم كه مىگوييم و حقايق را در اختيار مردم مىگذاريم ، اين خود بزرگترين عمل است كه ما انجام مىدهيم اين پندار احمقانه را مىتوان در مسئلهء زير بررسى كرد .

گفتن وسيله و عمل كردن هدف است .

اصل مسئله همين است و بس ، زيرا وجدان و عقل آدميان هر اندازه هم در اشتباه و خطا فرو رود ، اين حقيقت را به طور صحيح درك كرده است كه چنان كه
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 473 | محمد تقي جعفري