( ( 453 ) ) جان حيوانى بود حىّ از غذى
هم بميرد او به هر نيك و بدى
( ( 454 ) ) گر بميرد اين چراغ و طى شود
خانهء همسايه مظلم كى شود
( ( 455 ) ) نور آن خانه چو بىاين هم بپاست
پس چراغ حسّ هر خانه جداست
( ( 456 ) ) اين مثال جان حيوانى بود
نى مثال جان ربانى بود
( ( 457 ) ) باز از هندوى شب چون ماه زاد
بر سر هر روزنى نورى فتاد
( ( 458 ) ) نور آن صد خانه را تو يك شمر
كه نماند نور آن بىاين دگر
( ( 459 ) ) تا بود خورشيد تابان بر افق
هست در هر خانه نور او قنق
( ( 460 ) ) باز چون خورشيد جان آفل شود
نور جملهء خانه ها زايل شود
( ( 461 ) ) اين مثال نور آمد مثل نى
مر تو را هادى عدو را ره زنى
( ( 462 ) ) بر مثال عنكبوت زشت خو
پرده هاى گنده را بر بافد او
( ( 463 ) ) از لعاب خويش پردهء نور كرد
ديدهء ادراك خود را كور كرد
( ( 464 ) ) گردن اسب ار بگيرد بر خورد
ور بگيرد پاش بستاند لگد
( ( 465 ) ) كم نشين بر اسب توسن بىلگام
عقل و دين را پيشوا كن و السلام
( ( 466 ) ) اندرين آهنگ منكر سست و پست
كاندرين ره صبر و شقّ انفس است
آيه
« وَإِنْ كُلٌّ لَمَّا جَمِيعٌ لَدَيْنا مُحْضَرُونَ » 36 : 32 . ( 1 ) ( همهء مردم در روز رستاخيز در نزد ما حضور خواهند داشت ) « أَلا بِذِكْرِ الله تَطْمَئِنُّ اَلْقُلُوبُ » 13 : 28 . ( 2 ) ( هشيار باشيد ، دلها به ياد خدا آرامش پيدا مىكند ) « وَتَحْمِلُ أَثْقالَكُمْ إِلى بَلَدٍ لَمْ تَكُونُوا بالِغِيه إِلَّا بِشِقِّ اَلأَنْفُسِ » 16 : 7 . ( 3 )
هامش
( 1 ) سوره يس ، آيهء 32 . .
( 2 ) سوره الرعد ، آيهء 28 . .
( 3 ) سوره النحل ، آيهء 7 . .