تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 408

مساهمون:

ص٤٠٨
وقتى كه شعله‌اى در بنزين انداخته شود ، آن بنزين زبانه خواهد كشيد ، اين است قانون الهى . همچنين بىاعتنايى به تعهد و مسئوليت ، تبه كارى انسانى را دير يا زود بروز خواهد داد ، اين است قانون الهى . قاعدهء پرده پوشى الهى در حقيقت ، ما فوق قوانين جارى در حوادث ديگر است . اين لطفى است كه از عدالت به معناى عالى الهى سر چشمه مىگيرد و تا چند صباحى ديده گان و مشاعر ساير انسانها را از كردار گنهكار منصرف مىسازد ، يا ترتيب حوادث با وضعى جريان پيدا مىكند كه از رسوايى گنهكار جلوگيرى مىكند ولى .
چون كه از حد بگذرد رسوا كند ( ( 332 ) ) آدما تو نيستى كور از نظر ليك إذا جاء القضاء عمى البصر ( ( 333 ) ) عمرها بايد به نادر گاه گاه تا كه بينا از قضا افتد به چاه ( ( 334 ) ) كور را خود اين قضا همراه اوست كه مر او را اوفتادن طبع و خوست

آيا در جريان قضاى الهى ، آدم بينا با نابينا فرق دارد ؟

اگر جلال الدين تفاوت جريان قضاى الهى را در بارهء انسانها به جهت تفاوت موقعيتهاى وجودى آنان بيان مىكرد ، مسأله‌اى كاملًا روشن بود ، ولى در دو بيت مورد تحليل اختلاف انسانها را در مجراى قضاى الهى ، ناشى از اختلاف آنان در بينايى و نابينايى مىداند . اين مطلب در كشف نظريات جلال الدين در موضوع قضا و قدر اهميت فوق العادهء
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 408 | محمد تقي جعفري