وقتى كه شعلهاى در بنزين انداخته شود ، آن بنزين زبانه خواهد كشيد ، اين است قانون الهى .
همچنين بىاعتنايى به تعهد و مسئوليت ، تبه كارى انسانى را دير يا زود بروز خواهد داد ، اين است قانون الهى .
قاعدهء پرده پوشى الهى در حقيقت ، ما فوق قوانين جارى در حوادث ديگر است .
اين لطفى است كه از عدالت به معناى عالى الهى سر چشمه مىگيرد و تا چند صباحى ديده گان و مشاعر ساير انسانها را از كردار گنهكار منصرف مىسازد ، يا ترتيب حوادث با وضعى جريان پيدا مىكند كه از رسوايى گنهكار جلوگيرى مىكند ولى .
چون كه از حد بگذرد رسوا كند
( ( 332 ) ) آدما تو نيستى كور از نظر
ليك إذا جاء القضاء عمى البصر
( ( 333 ) ) عمرها بايد به نادر گاه گاه
تا كه بينا از قضا افتد به چاه
( ( 334 ) ) كور را خود اين قضا همراه اوست
كه مر او را اوفتادن طبع و خوست
آيا در جريان قضاى الهى ، آدم بينا با نابينا فرق دارد ؟
اگر جلال الدين تفاوت جريان قضاى الهى را در بارهء انسانها به جهت تفاوت موقعيتهاى وجودى آنان بيان مىكرد ، مسألهاى كاملًا روشن بود ، ولى در دو بيت مورد تحليل اختلاف انسانها را در مجراى قضاى الهى ، ناشى از اختلاف آنان در بينايى و نابينايى مىداند .
اين مطلب در كشف نظريات جلال الدين در موضوع قضا و قدر اهميت فوق العادهء