تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 409

مساهمون:

ص٤٠٩

دارد ، زيرا بنا به اين گفته ، هر اندازه كه انسان داناتر و بيناتر شود ، دور از قضاى الهى خواهد بود ، در صورتى كه بنا به روش جلال الدين و ساير انديشمندان بزرگ هيچ فردى در اين دنيا نمىتواند در بيرون از حيطهء قضا و قدر ربانى زندگى كند . براى توضيح اين مسئله مىگوييم : قضا عبارت است از حكم خداوندى در بارهء واقعيات و رويدادها به ترتيبى كه مورد مشيت او است . قدر عبارت است از انعكاس آن مشيت و حكم در پهنهء هستى . مسلم است كه هيچ يك از افراد انسان اگر چه در عالىترين مقام رشد روحى هم بوده باشد ، نمىتواند حقيقت مشيت و حكم خداوندى را در جهان هستى درك كند ، زيرا : « قُلْ لَوْ كانَ اَلْبَحْرُ مِداداً لِكَلِماتِ رَبِّي لَنَفِدَ اَلْبَحْرُ قَبْلَ أَنْ تَنْفَدَ كَلِماتُ رَبِّي وَلَوْ جِئْنا بِمِثْلِه مَدَداً » 18 : 109 . ( 1 ) ( به آنان بگو اگر دريا براى نوشتن مشيتهاى خداى من مركب شود ، پيش از آن كه كلمات پروردگار من پايان پذيرد آب دريا تمام خواهد گشت ، اگر چه مثل آن دريا را هم براى نوشتن كمك بياوريم ) . از طرف ديگر . خداوند مىفرمايد : « وَما أُوتِيتُمْ مِنَ اَلْعِلْمِ إِلَّا قَلِيلًا » 17 : 85 . ( 2 ) ( به شما جز مقدار اندكى از علم داده نشده است ) . در نتيجه بينايى انسان با نابينايى او در اين مسئله اثرى نخواهد داشت ، جز آنكه بينايى او بنا چيزى دانش و بينشش در مقابل مشيت و حكم بىپايان الهى موجب تسليم و عبوديت او خواهد گشت . ولى با در نظر گرفتن احكام صريح عقل و تحريكات وجدانى از يك طرف و كتب

هامش
( 1 ) سوره الكهف ، آيهء 109 . .
( 2 ) سوره الإسراء ، آيهء 85 . .