تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 398

مساهمون:

ص٣٩٨

روايت

« ان الله خلق خلقه فى ظلمه فالقى عليهم شيئا من نوره فمن اصابه من ذلك النور يومئذ اهتدى و من اخطاه ضل . » ( 1 ) ( خداوند مخلوقاتش را در تاريكى آفريد ، آن گاه چيزى از نور خود را بر آنها انداخت [ و اگر بجاى فالقى عليهم نوره رش عليهم نوره باشد ، معنايش اين است كه از نور خود بانها پاشيد . ] كسى كه از آن نور در آن موقع به دو اصابت كرده رستگار و كسى كه از آن نور محروم شده است گمراه گرديده است ] .

توضيح

- رواياتى بدين مضمون در منابع هر دو گروه شيعه و سنى ديده مىشود مانند اخبار طينت اوليه . مسلم است كه ظواهر ابتدايى اين روايات نه با احكام عقل سليم سازگار است و نه با منابع معتبر اسلامى ، لذا بايستى روايات مزبور به نحوى تفسير شود كه مقبول عقل و منابع اصلى اسلامى بوده باشد . در مقابل اين گونه روايات ، آياتى از قرآن مجيد وجود دارد كه با اشكال گوناگون اثبات مىكند كه تعهد و مسئوليت در اين دنيا براى همه افراد بشرى كه داراى خلقت معتدل هستند ، وجود دارد مانند : « وَنَفْسٍ وَما سَوَّاها . فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَتَقْواها . قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَكَّاها . وَقَدْ خابَ مَنْ دَسَّاها . » 91 : 7 - 10 ( 2 ) ( سوگند به نفس و بان وضعى كه خدا آن را ساخته و هر دو نيروى فسق و تقوا را به او الهام نموده است . هر كس كه نفس را تزكيه كند ، رستگار و هر كس كه آن را تباه سازد محروم مىگردد . )

هامش
( 1 ) الجامع الصغير ، سيوطى ، ج 1 ص 251 و 252 و در پاورقى رمضانى به جاى « فالقى عليهم شيئا من نوره » اين جمله آمده است : « ثم رش عليهم من نوره » . .
( 2 ) سوره الشمس ، آيهء 7 تا 10 . .